شمارهٔ ۷۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نقد محتسب و زاهدان میپردازد که به ظاهر پیرو دین و اخلاق هستند اما در باطن خود دچار تردید و فسادند. وی به آدینه مستی اشاره میکند که بدون ترس از عواقب با خویش به صداقت رفتار میکند. شاعر تأکید میکند که حقیقت عشق و زندگی در خرابات و میخانههاست، نه در تظاهر به دینداری و زهد. او به زاهدان میگوید که بهشت و جحیم را باید در زندگیشان بیابند و به عشق و آزادگی رو کنند. در پایان بر این نکته تأکید میورزد که کسانی که در عشق حقیقی پا گذاشتهاند، از نظر او برتر و منزه هستند.
آدینه مست مرا دید محتسب خرابمی آمدم برون ز خرابات مست بی نقاب
هوش مصنوعی: در روز جمعه، نگهبان شهر مرا دید که حالت مستی داشتم و در حال خروج از میخانه بودم، در حالی که نوشیدنیام را پنهان نکرده بودم.
آغاز کرد بی هده گفتن کی ای فلاناز چون تویی خطاست چنین کار ناصواب
هوش مصنوعی: شروع کرد به گفتن که ای فلان، از چنین حالی که تو داری، کار نادرستی انجام میدهی.
آدینه چون به مجلس واعظ نیامدینشنیدی از خطیب که چون می کند خطاب
هوش مصنوعی: روز جمعه که به مجلس سخنران نرفتی، نشنیدی او چه چیزی به مردم میگوید و چگونه صحبت میکند.
ای فارغ از بهشت نمی بایدت نعیموی غافل از جحیم نمی ترسی از عقاب
هوش مصنوعی: ای کسی که از بهشت بینیاز هستی، نباید به نعمتهای آن فکر کنی و ای کسی که از عذاب جهنم غافل هستی، چرا از مجازات و عقوبت نمیترسی؟
گفتم که احتساب خراباتیان که کردهرگز که دید کوی خرابات و احتساب
هوش مصنوعی: گفتم که کسی هرگز نمیتواند حساب و کتاب آدمهای بیکار و مست را نگه دارد، چون وقتی به کوی خراباتیها نگاه کند، هیچ چیز مشخصی پیدا نخواهد کرد.
گر راست بشنوی ز خراباتیان بسیراغب تری به شرب سر از راستی متاب
هوش مصنوعی: اگر به سخنان اهل خرابات خوب گوش کنی، متوجه خواهی شد که از راستگویی و صداقت بسیار بیشتر به نوشیدن و لذت بردن از چیزهای خوشایند تمایل داری.
بر من چه اعتراض کنی دفع خویش کنکز خود برون نرفته به زهدت چه احتساب
هوش مصنوعی: چرا بر من خرده میگیری؟ ابتدا خودت را اصلاح کن. زیرا تو که هنوز از خودت خارج نشدهای، چه فایدهای از زهد و پرهیزگاریات دارد؟
اینک بهشت اگر به قضا داده ای رضاوینک جحیم اگر طمعی داری از شراب
هوش مصنوعی: اگر به بهشت راضی هستی و آن را تقدیر میدانی، پس به جهنم هم فکر نکن و طمعی به آن نداشته باش.
از مجلسی چه می کنم اینجا که می کنندهر دم روایتی درگر از آیت عذاب
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که در این مجلس چه کاری از دست من برمیآید، در حالی که هر لحظه راویان داستانی جدید از عذاب و سختیها میگویند.
من در بهشتِ مجلسِ اصحاب می خورمبر بانگ چنگ و ضرب دف و نغمه ی رباب
هوش مصنوعی: من در محفل دوستان، در میان زحمت و شادی، با صدای موسیقی چنگ و دف و نغمههای رباب، زندگی میکنم و لذت میبرم.
آن جا نه جای تست نه میخانه راه توزهّاد را پدید بود مرجع ومآب
هوش مصنوعی: این مکان نه برای تو و نه برای میخانه است، بلکه راه تو به زهد میرسد که منبع و مقصود است.
آن ها که سر به دنیی و دین درنیاورندحلاج وار طوق ندانند از طناب
هوش مصنوعی: افرادی که از دنیا و دین به راحتی گذر نمیکنند، مانند حلاج نمیدانند که گردنبند از طناب است.
کردند اعتصام به حبل الله و زدنددست وفا به دامان اولاد بوتراب
هوش مصنوعی: به راه راست و الهی چنگ زدند و با وفاداری به فرزندان بوتراب (علی بن ابیطالب)، دست یاری دراز کردند.
بی بال مانده ای نتوانی پرید از آنکناممکن است جلوه ی طاووس از غراب
هوش مصنوعی: تو هیچگاه نمیتوانی مانند طاووس زیبا و با شکوه پرواز کنی، زیرا همین طور که بدون بال ماندهای، این کار برای تو ممکن نیست.
مثل تو پاک تن نبد آن قوم پاکبازگنجشک را رسد که کند پنجه با عقاب
هوش مصنوعی: هیچ کس در آن جمع پاکباز، به پاکی و خلوص تو نیست. مانند این است که یک گنجشک بخواهد با عقابی نبرد کند.
ایشان منزّه اند و تو موقوف نام وننگای گاو لاغری مفگن خر در این خلاب
هوش مصنوعی: آنها از هر عیب و نقصی پاک و بینقصند، و تو تنها به نام و ننگ خود فکر میکنی. ای گاو لاغر، چرا در این وضعیت ضعیف خود به گمراهی میپردازی؟
منگر به عاشقان به حقارت که می کنندشیران نر زه معرکه ی عشق اجتناب
هوش مصنوعی: نگاه نکن به عاشقانی که در چشم تو بیارزش و حقیرند؛ زیرا شیران نر در میدان عشق هرگز از چالش دوری نمیکنند.
افسرده را چه غم که نزاری در آتش استای دست گیر هان که ز سر درگذشت آب
هوش مصنوعی: دلگیر و غمگین چه نگرانی دارد وقتی که نزار در آتش است؟ ای آن که کمک میکنی، بدان که آب از سرش گذشته است.
یارب تو آگهی که محبّ ولایتمروز جزا به قدر محبان دهم ثواب
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، تو میدانی که من از دوستان و محبان ولایت توام و در روز قیامت، به اندازهی محبتهایی که به این ولایت دارم، پاداش میگیرم.