شمارهٔ ۷۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر در یک روز برفی دعوت به جشن و شادمانی میکند و از دوستانش میخواهد که شراب بیاورند تا به خاطر خوشیها و دستاوردها بنوشند. او بر اهمیت بهرهبرداری از لحظهها تأکید میکند و از فرصتها بهدرستی استفاده میکند. شاعر همچنین به لذتهای زندگی مانند خوردن کباب و شراب و جمعدوستی با رفیقها اشاره میکند و نشان میدهد که در دنیای پر از مشکلات، شادمانی و دوست داشتن میتواند راهی برای فراموش کردن آنها باشد. او در انتها بر این نکته تأکید میکند که عشق و دوستی حالتی از عذاب و تلاش است که همچنین بیپایان میباشد و روز برف را دوباره با دعوت به شراب به پایان میبرد.
روز برف است بیایید و بیارید شرابتا بنوشیم به شکرانه ی این فتح الباب
هوش مصنوعی: امروز روز برفی است؛ بیایید و شراب بیاورید تا به خاطر این پیروزی بنوشیم.
میر مجلس بنشین گو و به ساقی فرمایتا سبک رطل گران پیش من آرد به شتاب
هوش مصنوعی: در میخانه بنشین، و از ساقی بخواه که زود مشروب سنگین را به نزد من بیاورد.
در چنین روز و جوارِ درِ نوروزِ شریفوقت فرصت مکن اهمال و غنیمت دریاب
هوش مصنوعی: در این روز و مکان مقدس نوروز، فرصت را از دست نده و از آن بهرهبرداری کن.
من نیارم کم یک هفته برون شد زین کنجکه درون نعمت و ناز است وبرون برف و گِلاب
هوش مصنوعی: من نمیتوانم کمتر از یک هفته از این گوشه بیرون بروم، زیرا در درون آن نعمت و ناز است و بیرون تنها برف و گلاب وجود دارد.
گر میسر شودم عیش و طرب خواهم کردتا معلق بود این خیمه ی بی تیر و طناب
هوش مصنوعی: اگر فرصتی پیش بیاید، از شادی و تفریح لذت میبرم تا زمانی که این چادر بدون تیر و طناب برپاست.
خلوت خویشتن آراسته می خواهم داشتبه حریف و به ندیم و به شراب و به کباب
هوش مصنوعی: من میخواهم در تنهایی خودم را به زیبایی آماده کنم و در کنار دوستان، با شراب و کباب خوش بگذرانم.
مذهب ما نبود نسیه مگر نقد الوقتمن نه آنم که سر آب ندانم ز سراب
هوش مصنوعی: مذهب ما بر پایه اعتقاداتی است که به زمان حال وابستهاند و اعتباری برای چیزهایی که به آینده موکول شدهاند، قائل نیستیم. من فردی نیستم که نتواند تفاوت بین حقیقت و خیال را درک کند.
می حرام است به نزدیک فقیه آب حلالمی نه هم آب زر است آخر و هم آتش ناب
هوش مصنوعی: نزدیک فقیه، نوشیدنی حرام است، حتی اگر آب حلال باشد. چرا که در نهایت، هم ارزش زیادی دارد و هم میتواند خطرناک باشد.
بر خلیل الله چون گشت ریاحین آتشباز بر قوم نجی الله طوفان شد آب
هوش مصنوعی: زمانی که در آتش بر ابراهیم خلیل (ع) گلها و ریاحین پدید آمد، برای قوم نجات یافته خدا، سیلاب و طوفانی به وجود آمد.
نازکان را نبود مرتبه ی حرقت میریسمان را نبود طاقت آهن در تاب
هوش مصنوعی: زیبایانی که دلربایی میکنند، نمیتوانند قدرت جدایی را تحمل کنند، همچنان که میخ آهنی نمیتواند در تاب و ناز ریسه withstand کند.
در جهان گرچه خراب است چه نقصان آخرمن چه هشیار و چه معمور و چه مست و چه خراب
هوش مصنوعی: در این دنیا اگرچه وضع خراب است، برای من هیچ تفاوتی نمیکند که در چه حالتی باشم؛ آیا هوشیار هستم، مشغول به کار، خوشحال یا خراب.
عاشقی چیست عذابی که درو راحت نیستدوستی چیست محیطی که بود بی پایاب
هوش مصنوعی: عاشقی درد و رنجی است که در آن آسایش وجود ندارد و دوستی مانند مکانی است که هیچ انتهایی ندارد.
راستی لطف سخن موجز و پر معنی راستبیشتر زین نتوان کرد در این باب اطناب
هوش مصنوعی: واقعاً نمیتوان در این موضوع بیشتر از این، به صورت خلاصه و پرمحتوا صحبت کرد.
مونسی ساقی و مجلس ز رقیبان خالیدرد نوشی چو نزاری و امینی بوّاب
هوش مصنوعی: ای ساقی عزیز، در این مجلس از رقیبان خبری نیست. پس بیا و درد را بنوش که مثل نزار و امین، نگهبان این لحظه هستی.
مقطع شرط غزل ختم کنم بر مطلعروز برف است بیایید و بیارید شراب
هوش مصنوعی: شرط میگذارم که این غزل را با زیبایی روز برفی به پایان برسانم. بیایید و شراب بیاورید تا لحظههایمان را گوارا کنیم.