تناجی
حکیم نزاری قهستانی

شمارهٔ ۸۸

به وعده مده بیش از اینم فریبکه نازک دلان را نباشد شکیب
تو را هر چه می بینم از خوی تونمی بینم الّا ستیز و عتیب
جفا بر اسیران بی دل کنندولیکن هم آخر به حد و حسیب
اگر دل به دل می رود باک نیستمیان دو یک دل نباشد حجیب
به پای طلب در بیابان عشقمحلی ندارد فراز و نشیب
عنان چون بدادی نزاری ز دستمگر پای داری کنی چون رکیب
به تسلیم در قلزم عشق رومدار از نهنگ ملامت نهیب