شمارهٔ ۱۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به لذتهای دنیوی و عشق و میگساری اشاره میکند و میگوید که این رفتارها برای جوانان و دوستانش حلال است. او بیان میکند که حتی اگر به دوزخ برود، از نوشیدن نمیتواند توبه کند. از داستان خضر و آب زلال زندگی یاد میکند و به اهمیت ارتباط با یاران و دوستانش اشاره دارد. همچنین، شاعر به عیوب خود اعتراف میکند و میگوید که دیگران نمیدانند که چقدر دلشکسته است. او تأکید دارد که در عبادت و تقوا دلش به خم ابروی محبوبش مشغول است و هیچ ترسی از دنیا ندارد. در نهایت، او نسبت به توبهکردن و قطع رابطه با لذتها تردید دارد و به نوعی ارزش زندگی و عشق را بالاتر از هر چیز دیگری میداند.
می خور که بر اصحاب خرابات حلال استگو زهر خور آن کس که بر او نوش وبال است
هوش مصنوعی: بیا شراب بنوش که برای دوستان میخانه مجاز است، اما اگر کسی که به او بدی رسیده، سم بنوشد، عیب ندارد.
زان باده که گویی دمش از بوی بهشت استگر نیز به دوزخ بروم توبه محال است
هوش مصنوعی: از نوشیدنیای که بوی بهشت میدهد، اگر هم به دوزخ بروم، هیچگاه توبه نخواهم کرد.
بسیار بکوشید خَضر تا که بدانستآخر که حیاتش هم از این آب زلال است
هوش مصنوعی: خضر بسیار تلاش کرد تا به این نتیجه رسید که زندگی او نیز به این آب زلال وابسته است.
از صحبت یاران دل افروز به نوروزغایب نتوان بود که هنگام وصال است
هوش مصنوعی: از صحبت دوستانی که دل را شاد میکنند، نمیتوان در نوروز دور بود، زیرا آن زمان زمان دیدار و نزدیکی است.
آنچ از دم عیسی به روایت بشنیدیمدیدیم که در قافله ی باد شمال است
هوش مصنوعی: آنچه را که از عیسی شنیدیم، دیدیم که در دسته بادهای شمالی است.
عیبم مکن ای خام که افسرده نداندتا سوخته ی عشق بر آتش به چه حال است
هوش مصنوعی: ای بیخبر، مرا سرزنش مکن، زیرا کسی که بیخبر از عشق است، حال و روز سوختهدل را نمیداند که چگونه است.
در گوشه ی محراب به تقوا بنشیندآن را که نظر بر خم ابروی هلال است
هوش مصنوعی: در کنار محراب، کسی باید به پرهیزکاری تکیه کند که به زیبایی و جذابیت ابروی هلال نگاه میکند.
از خانه برون آمدنم زهره نباشددر خلوتم آن روز که آن محض کمال است
هوش مصنوعی: از خانه بیرون آمدن من، در حالی که در خلوت هستم، در روزی که آن روز کاملترین روز است، امکانپذیر نیست.
شوخی دگر از هر سر کویم که برآیمچادر بگشاید ز قیامت که جمال است
هوش مصنوعی: اگر من به هر دلیلی از هر گوشهای به مردم نزدیک شوم، به گونهای که زیباییام نمایان شود، مانند روز قیامت که پردههای حجاب برطرف میشوند.
روزی پدرم گفت برآنم که نزاریاز مطرب و می توبه کند این چه خیال است
هوش مصنوعی: روزی پدرم به من گفت که میخواهد از آواز خوانی و نوشیدن شراب دست بردارد. از خودم سوال کردم که این چه فکر و اندیشهای است؟
معروف بود مردم دیوانه به توبهبر من به جویی هر چه حرام است و حلال است
هوش مصنوعی: مردم به من میگفتند که دیوانهوار به دنبال هر چیز حلال و حرامی برو، و مرا به توبه کردن وادار میکردند.