شمارهٔ ۱۷۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از اشتیاق و longing خود به معشوق سخن میگوید. او احساس میکند که این اشتیاق مانند تشنگی در بیابان است و ذهنش به طور مداوم مشغول یاد معشوق است. شاعر به تنهایی و اندوه خود اشاره میکند و احساس میکند که زندگیاش بدون معشوق شبیه به زندان است. او همچنین به قیامت و عذاب جدایی اشاره میکند و میگوید که نیز در خواب، آرزوی دیدن معشوق را دارد ولی این خواب هم برایش ناخوشایند است. در نهایت، شاعر به دشواری جدایی از دوست و اینکه دیگران این درد را درک نمیکنند، میپردازد و به نوعی به سختیهای عشق و احساسات انسانی اشاره میکند.
مرا به دیدن تو اشتیاق چندان استکه تشنه را به بیابان ، به آب حیوان است
هوش مصنوعی: من آنقدر مشتاق دیدن تو هستم که مانند تشنهای در بیابان، خواهان آب زندگیبخش هستم.
چنان به ذکر تو مشغول خاطرم شب و روزکه ورد نام تو بالای حرز ایمان است
هوش مصنوعی: ذکر تو چنان ذهن و فکر من را پر کرده است که در هر لحظه و در همه حال، یاد تو برایم مانند محافظی بر ایمانم است.
مگر تو یوسف گم گشته ای و من یعقوبکه کنج کلبه من بی تو بیت احزان است
هوش مصنوعی: آیا تو فرزند گمشدهای هستی و من پدر رنجکشیدهات که بدون تو زندگیام پر از غصه و اندوه شده است؟
ز رستخیز قیامت کسی خبر داردکه تا به روز شبی در عذاب هجران است
هوش مصنوعی: هیچکس از وقوع قیامت و وضعیت آن خبر ندارد، اما تا آن روز، افرادی در عذاب فراق و جدایی هستند.
اگر به چاه درم با تو در گل ستانموگر به باغ روم بی تو همچو زندان است
هوش مصنوعی: اگر در جایی با تو باشم که در چاه باشد، برایم بهتر از این است که در باغ بدون تو باشم، زیرا بدون تو زندگیام مثل زندان خواهد بود.
شب وصال تو بوده ست گوئیا شب قدرولی چو قدر بشناختم چه درمان است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد شب وصالی که با تو داشتهام، به اندازهی شب قدر اهمیت داشته است، اما حال که معنای واقعی آن را دریافتهام، درمانی برای این حسرت وجود ندارد.
به خواب زلف تو گفتم مگر توانم دیدخیال می پزم این خواب هم پریشان است
هوش مصنوعی: در خیال خواب زلف تو، به خودم گفتم شاید بتوانم تصویری از تو ببینم، اما این خواب نیز به شدت آشفته و نا مرتب است.
کدام خواب ،که گر بر حریر می خسبمبه زیر پهلوی من نشتر مغیلان است
هوش مصنوعی: آیا وقتی که روی پارچه نرم میخوابم، زیر بدنم چیزی تیز و برنده وجود ندارد؟
مگر خود این شب یلدا به روز دانم بردکدام یلدا کاین شب هزار چندان است
هوش مصنوعی: آیا میتوانم بگویم که این شب یلدا به روز تبدیل میشود؟ کدام شب یلدا را میگویم که این شب به اندازه هزار شب دیگر اهمیت دارد؟
هرآن که داغ جدایی ندید پنداردکه این مفارقت از دوست کردن آسان است
هوش مصنوعی: هر کسی که تجربه جدایی را نداشته، فکر میکند که جدا شدن از دوست کار سادهای است.
چو حلقه بر در جانان زنند و بگشایندبه اعتقاد نزاری درِ بهشت آن است
هوش مصنوعی: وقتی که عاشق به در محبوبش knock کند و در را باز کنند، به اعتقاد پیروان نزار، آنجا بهشت است.
اجازت است که افسرده احتراز کندحدیث سوخته با اندرون سوزان است
هوش مصنوعی: آیا اجازه هست که کسی به خاطر ناراحتی، از صحبت کردن دربارهٔ دردهایش پرهیز کند؟ زیرا در دل او آتشی نهفته است که فقط او میداند.