شمارهٔ ۲۰۹
هوش مصنوعی: پیر در روز آدینه با هیجان به بازار میرود و با مریدانش به سمت خرابات میراند. او در جمع حریفان خود از شراب مینوشد و در مورد فاسق و زاهد صحبت میکند. با صدایی بلند میگوید که عافیت و ثروت حقیقی در ایمان و عشق به خدا نهفته است. او علیه دنیازدگی و بتپرستی میستیزد و هر کس را که به او بپیوندد، از گناهانش میآزارد و به دوستی و وفا فرا میخواند. همه حاضران تحت تأثیر او قرار میگیرند و پیمان وفا میبندند. در این میان، نزاری نیز به دعوت پیر پاسخ میدهد و به اصول و اعتقادات خود میپردازد.
پیر ما نعره زنان کوزه ی دردی در دستروز آدینه به بازار درآمد سرمست
هوش مصنوعی: یک فرد سالخورده و پرشور در روز شنبه با دست خود کوزهای پر از درد و غم به بازار آمده و با صدایی بلند شکوه و ناله سر میدهد. او در این لحظه سرمست و شاداب به نظر میرسد.
با مریدان به سر کوی خرابات کشیدبا حریفان خرابات به مجلس بنشست
هوش مصنوعی: او با پیروانش به محلهی میخانه رفت و با دوستانش در جمع آنها نشست.
قدحی پر بستد تا سرو بر دست گرفتگفت چه فاسق و چه زاهد و چه نیست و چه هست
هوش مصنوعی: قدح پر از شراب را برداشت و زمانی که درخت سرو را در دست گرفت، گفت که در این دنیا چه فاسق و چه زاهد وجود دارد و در واقع، چه چیزهایی هست و چه چیزهایی نیست.
صبغه الله به کار آید نی ارزق زرقرنج بی هوده بود رنگ بر او نتوان بست
هوش مصنوعی: رنگ خداوندی در زندگی انسان به کار میآید و بدون آن، زندگی پر از زحمت و بیفایده خواهد بود. به هیچکس نمیتوان رنگ و ظاهری زیبا بخشید اگر اساس و بنیاد واقعی نداشته باشد.
بانگ برداشت که تا چند ز کوته نظریهان وهان عهد و وفا تازه کنید از سر دست
هوش مصنوعی: صدایی بلند شد که از شما میخواهد تا کی به تنگ نظری ادامه خواهید داد. بیایید و به یادآوری پیمان و وفای خود بپردازید و این کار را دوباره از سر بگیرید.
بت بود بت زر و سیم و رز و باغ و زن و زهبت پرستی نکند هر که بود دوست پرست
هوش مصنوعی: هر که دوست واقعی را بپرستد، به پرستش بتها مثل طلا، نقره، گل، باغ و زن نمیپردازد.
دست بگشاد و حریفان همه را جامه بکندباده در داد و مریدان همه را توبه شکست
هوش مصنوعی: دست خود را باز کرد و همه حریفان را از لباسشان خارج ساخت، شراب در دست داد و همه مریدان را از توبه خود برگشت.
هر که پیش آمد و تسلیم شد و بیعت کرداز بروت خود و از ریش همه خلق برست
هوش مصنوعی: هر کس که به موقعیت جدیدی برخورد و تسلیم شد و بیعت کرد، از بار مسئولیت خود و از پیشانی همه مردم آزاد شد.
کرد از قاعده و عادت و رسم استغفاربرد یاران همه را بر سر پیمان الست
هوش مصنوعی: از روی عادت و رسم، از گناه خود توبه کرد و همه دوستان را به یاد پیمان الست، که عهد و همکاری داشتند، دعوت کرد.
دعوت پیر چو بشنید نزاری و بدیدخود همین سنت و دین داشت نزاری پیوست
هوش مصنوعی: وقتی پیر دعوت را شنید و دید، متوجه شد که خود او نیز به همین راه و دین ملتزم است و همواره به این سنت پایبند بوده است.