شمارهٔ ۲۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییها و روح زندگی در دنیای مختلف میپردازد. او میگوید که در هر چیز، روح و حیات متفاوتی وجود دارد. برای مثال، عطر خاصی در چین رخ محبوبش وجود دارد و نبات مصر نیز تنها بخشی از زیباییهای اوست. شاعر به توصیف سرو بستان میپردازد و میگوید که هر مشکلی که عقل با آن روبرو میشود، عشق آن را پیچیدهتر میکند. او اعتراف میکند که حتی در توبه کردن از بتپرستی، معانی و ابعاد جدیدی پنهان است. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که عشق و زیبایی در وجودش در هر گوشهای به شکلی دیگر نمایان است و درد و لذت همواره در زندگی او حضور دارند.
گرچه در روح صبا مطلق حیاتی دیگرستدر عرقچین نگارم رایحاتی دیگرست
هوش مصنوعی: هرچند در وجود نسیم صبحگاهی زندگی و حال و هوای خاصی وجود دارد، اما در عرقچین زیبای من بویی متفاوت و جذابتر احساس میشود.
گر نبات مصر مشهورست در عالم به ذوقرسته بر گرد لبش شیرین نباتی دیگرست
هوش مصنوعی: اگر نبات مصر در جهان به خاطر طعمش معروف است، اما دور لب او شیرینی دیگری نیز وجود دارد.
سرو بستان را که چندین شرح و وصفش میکنندراستی سرو روانش را صفاتی دیگرست
هوش مصنوعی: سروهای باغ را که خیلی توصیف میکنند، واقعاً روح و ماهیت آنها ویژگیهای دیگری دارد.
در فراق روی چون فردوس آن خورشیدوارچشم من بنگر که پنداری فراتی دیگرست
هوش مصنوعی: در غم دوری روی زیبایت، چشمانم را مانند خورشیدی درخشان ببین که گویی نوری فراتر از همه چیز دارد.
عقل را گرچه مقدم مینهند از ابتداهر زمان از عشق پیشش مشکلاتی دیگرست
هوش مصنوعی: هرچند در همه زمانها، عقل را در اولویت قرار میدهند، اما عشق همیشه چالشها و مسائل خاص خود را دارد که عقل نمیتواند آنها را حل کند.
در مقامر خانهٔ روحانیان پاکبازبر بساط عشق هر دم شاهماتی دیگرست
هوش مصنوعی: در منزل روحانیون که به عشق و محبت مشغولند، هر لحظه حالت جدید و حیرتانگیزی از عشق پدیدار میشود.
شهره شد کز بت پرستیدن نزاری توبه کردوآن خلاف استغفرالله ترهاتی دیگرست
هوش مصنوعی: نزدیک است که نام نازکی و زیبایی به خاطر پرستش بتها، در شهر معروف شود، ولی نزار (شاعر) از این عمل توبه کرده است، و آن موضوعی است که با اوضاع و احوال دیگر متفاوت است.
بتپرست ار چون بت من میپرستد عیب نیستگرچه هم گویند کاخر بیثباتی دیگرست
هوش مصنوعی: اگر بتپرست مانند من به بت خود احترام میگذارد، اشکالی ندارد، هرچند دیگران میگویند که این عدم ثباتی دیگر است.
ای مسلمانان گر از من گفت باور میکنیدقبلهٔ اسلام جانم سومناتی دیگرست
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، اگر من چیزی بگویم، آیا به آن ایمان میآورید؟ قبلهٔ اسلام من، وجودم را از آنچه میدانید جدا میکند و به سمت سومی میبرد.
راز خود چون فاش کردم با تو گفتم صدق حالزان که در هر عضو من عزی و لاتی دیگرست
هوش مصنوعی: وقتی راز خود را با تو در میان گذاشتم، درباره حقیقت حال خود صحبت کردم، زیرا در هر گوشه از وجودم نشانههایی از دو بت قدیمی وجود دارد.
تا نزاری کی بود فارغ ز جمع مسکراتاز پی هر مسکراتش مسکراتی دیگرست
هوش مصنوعی: تا زمانی که مستی و نشئه وجود دارد، کسی نمیتواند از جمعبندی و تحلیل آن فارغ باشد؛ هر بار که یکی از انواع مستی را تجربه میکند، نوع دیگری از آن نیز در پیاش خواهد بود.
کی شود هشیار بر خمخانههای مسکراتعقل را هر لحظه بر نامش براتی دیگرست
هوش مصنوعی: کی کسی به هوش میآید در میخانههایی که پر از شراب است؟ هر لحظه عقل را بر پایه نام او گواهی تازهای است.
خود خط زیباش بر خون نزاری مطلق استوین عجایبتر که بر مفلس زکاتی دیگرست
هوش مصنوعی: نوشته زیبا و دلکش او به گونهای است که مثل یک اثر هنری بر دلهای بینوا تأثیر میگذارد و جالبتر اینکه، این اثر بر زندگی کسانی که در تنگدستی و فقر به سر میبرند، حکایتهای عمیقتری را بازگو میکند.