شمارهٔ ۳۵۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عمیق عشق و تاثیر آن بر زندگی آدمی است. شاعر از تمنای عشق و رابطهاش با معشوق صحبت میکند که به رغم اشتیاق و آرزوها، معمولاً با درد و جدایی همراه است. او به عجز خود در برابر عشق و عدم توانایی در دستیابی به آن اشاره میکند و میگوید که عشق، مانند پرندهای است که نمیتواند در برابر نور آفتاب تاب بیاورد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق اگرچه میدهد، اما در عین حال میگیرد و بیان میکند که هیچکس نمیتواند به راحتی به آن دسترسی پیدا کند. عشق یک نعمت بزرگ است که تنها در زمانهای خاصی میتوان به آن نزدیک شد.
خیال دوست ز من خورد و خواب بازگرفتبسوخت وز جگر تشنه آب بازگرفت
هوش مصنوعی: خیال دوست در ذهن من چنان قدرتی دارد که خواب را از من میگیرد و من را بیدار نگه میدارد. این خیال آنچنان به من فشار میآورد که انگار از جگر تشنهام نیز آب را گرفته است.
گر اندکی به شراب و سماع میلم بودسماع باز ستاند و شراب بازگرفت
هوش مصنوعی: اگر کمی به نوشیدن شراب و رقص میل داشته باشم، رقص دوباره آغاز میشود و شراب دوباره به من داده میشود.
به من بر ید محبت ز ابتدای ازلپیام عشق بداد و جواب بازگرفت
هوش مصنوعی: محبتی که از ابتدای زمان به من هدیه شده، پیام عشق را به من رسانده و من هم به آن پاسخ دادهام.
چو مرغ شب نظرم تاب آفتاب نداشتو گر نه چند ره از خور نقاب بازگرفت
هوش مصنوعی: مانند پرندهای شبرو بودم که توانایی دیدن نور خورشید را نداشتم و اگر نه، چندین بار از پردهای که خورشید بر چهرهاش کشیده است، عبور میکردم.
نداشت طاقتِ نور تجّلی شب طورکلیم از آن ورق اضطراب بازگرفت
هوش مصنوعی: کلیم، که حضرت موسی است، نتوانست تاب آوردن نور روشنایی را که در شب بر کوه طور درخشید، از آن ورق اضطرابش دور شد.
عجب دهنده ی بخشنده یی ست حاتم عشقکه هر چه داد به کس بر شتاب بازگرفت
هوش مصنوعی: عشق حاتم واقعاً انسان بخشندهای است که هر چیزی که به کسی میدهد، به سرعت آن را پس میگیرد.
به دامنش نتوان دست زد مگر وقتیکه آستین به رخ آفتاب بازگرفت
هوش مصنوعی: نمیتوان به دامن او دست زد مگر زمانی که آستینش را به سمت آفتاب باز کند.
همای عشق به هر سر که سایه برگستردو گرچه صعوه بود ار عقاب بازگرفت
هوش مصنوعی: پرنده عشق بر هر سر و بر هر کسی سایه میافکند، حتی اگر او مانند پرنده کوچکی باشد، اگر عقابی بر او فرود آید.
خلاف نیست نزاری ز هرچه گیرد بازولی ز دوست نشاید خطاب بازگرفت
هوش مصنوعی: نزار، هر چیزی که از دست برود، اشکالی ندارد، اما با دوست نباید هیچ گونه تلخی و کدورت ایجاد کرد.
فرو شود به همه حال هرچه دست سخاستنثار فیض عمیم از سحاب گرفت
هوش مصنوعی: در هر شرایطی که باشد، هر آنچه از فضل و نعمت الهی به ما میرسد، مانند بارانی است که از ابر نازلی میبارد و برکات فراوانی را به همراه دارد.