شمارهٔ ۴۵۶
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی محبت و عشق است و به زیباییهای معشوق میپردازد. شاعر میگوید اگر کسی یاری مانند او پیدا کند، از خوبیهای معشوقش شگفتزده میشود. او نشان میدهد که عشق و زیبایی معشوق میتواند دل و فکر را تسخیر کند و دلهای خسته را آرامش بخشد. شاعر از درد فراق و حسرت نیز سخن میگوید و بیان میکند که عشق واقعی بدون شکیبایی و صبر نمیتواند ادامه یابد. در نهایت، شاعر از اهمیت حضور معشوق در کنار خود و تاثیر مثبت او بر زندگیاش میگوید.
در دهر کسی که یار گیردیاری چو من اختیار گیرد
هوش مصنوعی: در دنیا اگر کسی دوستی برگزیده باشد، باید دوستی را انتخاب کند که مانند من باشد.
از خوبی تو خرد به دندانانگشت به اعتبار گیرد
هوش مصنوعی: از زیبایی و خوبی تو، عقل و خرد در حالت حیرت و تحیر قرار میگیرد و ناتوانی خود را با دندان گزیدن حس میکند.
خاک قدم تو سعد اکبربر دیده به افتخار گیرد
هوش مصنوعی: خاک پای تو، سعد اکبر، با افتخار بر چشمها مینشیند.
نا خورده می از دو چشم مستتهُشیاران را خمار گیرد
هوش مصنوعی: چشمان مست تو حتی هشیاران را هم مست میکند و حالت سرخوشی به آنها میبخشد.
آن را که تو در میان جانیاز کل جهان کنار گیرد
هوش مصنوعی: کسی که تو در دلش زندگی و جان داری، از تمام جهان برایش مهمتر است.
با من نفسی درآی و بنشینتا خاطر من قرار گیرد
هوش مصنوعی: بیایی و مدتی را کنار من بگذران تا دلم آرامش پیدا کند.
بگذار دل ستیزه خو راتا عادت روزگار گیرد
هوش مصنوعی: اجازه بده که دل پرخاشگر من، عادت کند به شرایط روزگار.
آن را که دماغ و دل نباشدهرگز سر انتظار گیرد
هوش مصنوعی: کسی که نه عقل و نه احساس داشته باشد، هرگز نباید منتظر چیزی باشد.
در چنگ فراق اگر نزاریآهنگ چو زیر زار گیرد
هوش مصنوعی: اگر در دام فراق باشد، آهنگ زیبا مانند زیر زمین زیر باران میافتد.
شک نیست که آتش دم نیدر سوختهء نزار گیرد
هوش مصنوعی: بدون تردید، آتش زبانهای از نی سوخته و ناتوان برخواهد گرفت.