شمارهٔ ۴۷۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به معضل عشق و وفاداری میپردازد. او میگوید کسی که از محبوب خود فرار کند، سزاوار گریه و رنج است. او احساس میکند عشق، حتی با بروز مشکلات و سختیها، امری ضروری است و باید با جفا و دردهای آن کنار بیاید. شاعر به این نکته اشاره میکند که هیچ کس نمیتواند از چنگال عشق فرار کند، بخصوص اگر در دام زیبایی معشوق بیفتد. همچنین، او بر این باور است که محب واقعی هرگز نباید از عشق و وفاداری خود دست بردارد، حتی اگر به زحمت بیفتد. نزاری، شاعر، در نهایت بر این مسئله تأکید میکند که عشق و حقیقت در کوی دوست باید جستجو شود و از دنیا و زرق و برق آن چشم پوشیده شود.
کسی که هم چو من از پیش یار بگریزدسزا همین بودش کز دو دیده خون ریزد
هوش مصنوعی: کسی که مانند من از محبوب خود فرار کند، سزاوار همین است که از چشمانش اشک بریزد.
غبارناکم از او ور نه بیم دشمن نیستکه مبتلای حبیب از بلا نپرهیزد
هوش مصنوعی: غبارآلودی من ناشی از اوست وگرنه از دشمن نمیترسم، زیرا دوست هرگز از مشکلات و سختیها دوری نمیکند.
ضرورت است گرفتار عشق را که جفابه اختیار تحمل کند نه بستیزد
هوش مصنوعی: شخصی که در کار عشق به مشکل خورده، ناچار است که بیصبر و عصبانیت، رنجها و ناملایمات را بپذیرد و با آنها کنار بیاید، نه اینکه به آنها اعتراض کند یا با آنها مبارزه کند.
نه ممکن است خلاصی به هیچ وجه آن را کهبه دام زلف کمند افکنی در آویزد
هوش مصنوعی: هیچ راهی برای نجات وجود ندارد برای کسی که در دام زلف محبوب گرفتار شده است.
کسی که ذوق مقامات عشق یابد بازمحال باشد اگر باهوس در آمیزد
هوش مصنوعی: کسی که از زیباییهای عشق لذت میبرد، دیگر نمیتواند با هوس و خواستههای سطحی خود ترکیب شود.
محبّ صادق اگر خاک می شود ایامز کوی دوست به طوفانش برنینگیزد
هوش مصنوعی: عشق واقعی و صادقانه اگر به خاک و بیاهمیتی تبدیل شود، باران و طوفانی که از کوی محبوب و دوستش میگذرد، او را برنمیانگیزد و از آرامش خارج نمیکند.
غلام همت آنم که در وفای کسیفرو نشیند و از نام و ننگ برخیزد
هوش مصنوعی: من کسی هستم که به خاطر وفاداری به دیگران، از مسائل بزرگ و کوچک دنیا دل نمیکَنم و به دنبال نام و ننگ نیستم.
علم به کوی خرابات میزنند زین پسنزاریی که دم از عالم صفا میزد
هوش مصنوعی: از این به بعد، دیگر کسی که به مقام علم و دانایی مینازد، در کوی خراباتیها جایی ندارد.