شمارهٔ ۴۹۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و رفتار با معشوق است. شاعر میگوید که در عشق نباید به کسی جفا کرد و باید با اهل دل تفاوت قائل شد. او به مهم بودن احترام متقابل در دوستیها اشاره دارد و بر این نکته تاکید میکند که در عشق، دلآزاری به هیچ عنوان نباید وجود داشته باشد. همچنین، او معتقد است که برای عاشق، تنها راه ابراز احساسات، زاری است و قدرت و ثروت نمیتواند در عمق عشق اثرگذار باشد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در روابط دوستانه، آزار بیمورد نباید وجود داشته باشد.
ترا خود رسمِ دل داری نباشدجز آیینِ جفا کاری نباشد
هوش مصنوعی: تو خود آداب دلی را نمیدانی و جز راه بیرحمی چیزی نمیشناسی.
ازین ها به بده ما را کزین هاکه با ما می کنی یاری نباشد
هوش مصنوعی: از این چیزها به ما کمک کن، زیرا از این کارهایی که با ما میکنی، یاریای حاصل نمیشود.
مکن با اهلِ دل نا التفاتیعزیزان را دلِ خواری نباشد
هوش مصنوعی: با افرادی که دلهای پاک و ارزشمند دارند، بیاعتنایی نکن. زیرا کسانی که به آنها بیاعتنایی میشود، احساس ذلت و ضعف نخواهند کرد.
تو خود انصاف ده تا خاطرِ یارنیازارند اغیاری نباشد
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و قضاوت کن که آیا باید به خاطر محبوب غمگین باشی یا نه، زیرا کسی که در دلش کینه و نیرنگ دارد، نباید وجود داشته باشد.
نمی دانی که اندر مذهبِ عشقگناهی چون دل آزاری نباشد
هوش مصنوعی: در عشق، هیچ چیزی بدتر از آزار دادن دل دیگران وجود ندارد و تو این را نمیدانی.
میانِ دوستان آزار باشدولیکن رسمِ بیزاری نباشد
هوش مصنوعی: گاهی میان دوستان ممکن است ناراحتی و آزار پیش بیاید، اما این به معنای کینه یا دشمنی نیست.
به زور و زر بر آید کارِ عاشقنزاری را به جز زاری نباشد
هوش مصنوعی: عاشقانی که تنها به قدرت و ثروت تکیه میکنند، موفق نمیشوند و جز ناله و زاری چیزی دستگیرشان نخواهد شد.