شمارهٔ ۵۲۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی بهار و زندگی نوظهور طبیعت است. شاعر از ساقی میخواهد که برای طراوت و شادابی، شراب را باز کند و به جمع بیاورد. او به تحرک بلبل و شکفتن گلها اشاره میکند و از این میگوید که در بهار، دل طبیعت و جان آن زنده شده است. همچنین تصاویری از شادابی و رونق زندگی از جمله سبز شدن زمین و زایش زیباییها ارائه میدهد. شاعر به انسانها توصیه میکند که از لذتهای بهار استفاده کنند و در این فضای شاداب، به گذشته و غمها فکر نکنند. در نهایت، او به زیباییهای جهان و جواهرات خفته در دل کوهها اشاره میکند، که فقط در فصل بهار نمایان میشوند.
ساقیا خیز که گل باز به بستان آمدبلبل مست دگر باره به دستان آمد
هوش مصنوعی: ای ساقی، برخواست که گلها دوباره به باغ آمدهاند و بلبل شاداب نیز بار دیگر به میان شاخهها نشسته است.
می بگردان که برین تشت نگون سار فلکدم به دم چون قدح دور تو گردان آمد
هوش مصنوعی: به طور خلاصه میتوان گفت: این نوشیدنی را بچرخان که در این تشت، سرنوشت ما به سرعت تغییر میکند و هر لحظه مانند قدحی گرداگرد تو میچرخد.
در چنین دور به بستان رو با خانه میاتا نگویند که خود باز به زندان آمد
هوش مصنوعی: در این زمان به باغ برو، اما به خانه نیایید تا کسی نگوید که دوباره به زندان برگشتهاید.
سبزه بر آب روان باز بدان میماندکه خضر باز سوی چشمه حیوان آمد
هوش مصنوعی: سبزهای که بر روی آب جاری وجود دارد، شبیه به خضر است که دوباره به سمت چشمه زندگی بازمیگردد.
مرده با خویش عجب نبود اگر وقت بهاراز خروشیدن مرغان سحر خوان آمد
هوش مصنوعی: مرگ با خود چیزی عجیب نیست، اگر در بهار صدای آواز پرندگان صبحگاهی به گوش برسد.
این بخوری ست که بر مجمر عطار افتادیا نسیمی ست که از روضه رضوان آمد
هوش مصنوعی: این یک خوراکی است که بر روی آتش عطار قرار گرفته یا نسیمی است که از باغ بهشت وزیده است.
روی کُهسار چنان است که کس پنداردبر سرش برگ گل و لاله چو باران آمد
هوش مصنوعی: بر روی کوهستان، به گونهای است که کسی تصور میکند بر روی آن گل و لاله همچون باران روییدهاند.
هر جواهر که بپرورد و نهان کرد فلکاز دل کوه مگر بر زبرِ کان آمد
هوش مصنوعی: هر گوهری که آسمان در دل کوه پنهان کرده، حتماً روزی از روی زمین بیرون میآید و نمایان میشود.
بعد از این تو سپری پیش نظر قایم داربرکش از غنچه بادام که پیکان آمد
هوش مصنوعی: از این به بعد، تو باید در برابر چشمها پنهان باشی و خودت را از گل بادام بلند کن، زیرا تیر دشمن در حال نزدیک شدن است.
وقت عیش است در اطراف گلستان که سحابراست چون طبع نزاری گهر افشان آمد
هوش مصنوعی: زمان شادی و خوشی است در کنار گلستان، زیرا ابرها مانند طبیعت نویدبخش نزاری، جواهرات را به زمین میریزند.