شمارهٔ ۵۳۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره میکند و خط سیاهی که بر روی چهرهاش نمایان است را به دانه فلفل هندی تشبیه میکند. او به غمزه و جذابیت آن محبوب اشاره میکند و از محبت و عشقش میگوید، در حالی که از درد و رنج ناشی از جدایی نیز خبر میدهد. شاعر خود را همچون مجنون میبیند که به عشقش دچار شده و به دیگران نشان میدهد که روح و جانش درگیر زیبایی آن محبوب است. در انتها، شاعر به عاقلان و دیوانگان اشاره میکند و میگوید که وفاداری و محبت دچار آسیب شده و عشقهای واقعی در حال نایابی هستند.
دامن چشمانش آلودست خونی کردهاندیا مگر دوشینه تا وقت سحر می خوردهاند
هوش مصنوعی: چشمهای او به قدری جذاب و دلربا هستند که گویی کسی در آنها دمی از غم و اندوه ریخته است و ممکن است به خاطر شب تا صبح، در حال شادخواری و نوشیدن بودهاند.
بر جمالش نقطهای دیدم عجب آمد مراتا چرا بر روی خورشید آن سیاهی کردهاند
هوش مصنوعی: بر چهرهاش یک لکهای دیدم که خیلی برایم جالب بود. پرسش من این بود که چرا بر روی خورشید آن نقطه سیاه وجود دارد؟
گفتم آن خال سیه بر روی خوبت چیست؟ گفت:دانه فلفل ز هندستان به روم آوردهاند
هوش مصنوعی: از او پرسیدم آن کک سیاه روی زیبایت چیست؟ پاسخ داد: دانه فلفل را از هند به روم آوردند.
رویش ار در خط شود روزی عجب نبود از آنکچشمه خضر است در تاریکیاش آوردهاند
هوش مصنوعی: اگر روزی بر چهرهاش خطی بیفتد، تعجبی ندارد؛ زیرا سرچشمه جوانی و طراوت در آن پنهان است.
غمزهٔ مستش ببین خون به ناحق ریختهستور نداری باور اینک شاهدان در پردهاند
هوش مصنوعی: نگاه فریبندهاش را ببین، که باعث درد و زخم ناخواستهای شده است. اگر به این موضوع اعتقاد نداری، اکنون گواهانی وجود دارند که در خفا به این حقیقت اشاره میکنند.
در تماشاگاه جان جز قامت چالاک توراستی حرفیست کز لوح ازل بستردهاند
هوش مصنوعی: در جایی که جان در حال تماشا است، جز زیبایی و جذابیت تو هیچ حقیقت دیگری وجود ندارد که از آغاز هستی بر دلها نوشته شده باشد.
احتمال طعنه یابد کرد از دشمن که دوستغم نخواهد خورد اگر آسوده ور آزردهاند
هوش مصنوعی: اگر کسی از دشمن خود آسیب ببیند، احتمال دارد که از او طعنه بشنود؛ زیرا دوستان واقعی در شرایط سخت و دشوار نگرانی را احساس نمیکنند و برعکس، زمانی که در آرامش هستند یا دچار مشکل نیستند، ممکن است بیشتر به اوج بزنند.
عاقلان کردند بر مجنون در آن عهد اعتراضبعد ازین دیوانهٔ عاقل بدو بسپردهاند
هوش مصنوعی: عاقلان در آن زمان به مجنون اعتراض کردند و بعد از آن، دیوانهای که عاقل است را به او سپردند.
من چو مجنون گر نظرگاهی به دست آوردهامهر زمان بر خون من دعوی به قاضی بردهاند
هوش مصنوعی: من مانند مجنون، وقتی نگاهی از تو نصیبم میشود، همیشه کسانی هستند که بر درد و رنج من جلو قاضی شکایت میکنند.
گر زیان در سینهٔ پُرآتش من میکنندباش گو آنها که شنعت میکنند افسردهاند
هوش مصنوعی: اگر کسی در دل آتشین من آسیب میزند، بگذار این کار را بکند؛ چون آنها که این کار را میکنند در حقیقت غمگین و ناراحت هستند.
شد دلم چون جوز مهر ماه گندمگون دوستبیشتر شیرینزبانان اندکاندک مردهاند
هوش مصنوعی: دل من مانند میوهای رسیده و شیرین شده است، اما محبوب من در میان دوستانش، روز به روز کمتر و کمرمقتر میشوند.
چون نزاری مهره مهر وفاداری که باختتا بساط حسن خوبان در جهان گستردهاند
هوش مصنوعی: نظیر مهرهای که ناز و محبت را در بازی عشق باخته است، وفاداریاش را همچنان حفظ کرده و به خاطر زیباییهای خوبان در جهان، خود را به یادگار میآورد.