شمارهٔ ۶۰۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به باد سحر ندا میدهد که به قاین بیاید و روشنایی را برای جان او به ارمغان بیاورد. او شوق و اشتیاق خود را به رحمت و توجه الهی بیان میکند و میگوید که هرگز از حضور محبوبش خسته نمیشود. شاعر به شدت دلتنگ است و نمیتواند خبری از محبوبش بگیرد. او از الطاف باد سحر امید دارد که روزگارش رونق یابد، اما در عین حال از نداشتن محرم راز رنج میبرد. در نهایت، او نگران است که در دنیای عاشقان زاری کند و حس مسکینیاش را بیان میکند.
بهر لِلّه امشب ای بادِ سحربر سوادِ شهرِ قاین کن گذر
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی، برای خدا در این شب به خیابانهای شهر قاین بگذر.
روشنایی بخشِ جانم را ببینوز منش با خود زمین بوسی ببر
هوش مصنوعی: نور زندگیام را مشاهده کن و از ویژگیهای من، آغوشی به زمین بده.
گو ز رویِ تربیت ما را بپرسگو به چشمِ مرحمت ما را نگر
هوش مصنوعی: از روی تربیت و آداب خوب ما را بپرس، و با نگاهی مهربان به ما توجه کن.
باز اگر تشریف خواهی داد هانباز اگر دریافت خواهی بیشتر
هوش مصنوعی: اگر دوباره بخواهی به دیدنم بیایی، یا اگر بخواهی بیشتر از این را درک کنی.
آرزومندم به غایت یک قدمسخت مشتاقم به رحمت یک نظر
هوش مصنوعی: میخواهم با تمام وجود به هدفم برسم و به شدت در انتظارم که نگاهی از جانب رحمت بر من بیفتد.
گر تو میآیی برم منَت به جانور مرا فرمان دهی آیم به سر
هوش مصنوعی: اگر تو به دیدنم بیایی، جانم آماده است و اگر به من دستور دهی، با کمال میل میآیم تا هر جا که بخواهی.
با خودم هرگز نخواهد بود خوشوز توام هرگز نخواهد شد به سر
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم با خودم به خوبی زندگی کنم و هیچ وقت نمیتوانم از بودن تو لذت ببرم.
زان نگارم کس نمیآرد پیامزان دیارم کس نمیگوید خبر
هوش مصنوعی: هیچ کس از آن معشوق من پیام نمیآورد و هیچ کس از سرزمین من خبری نمیگوید.
هم به الطافِ تو ای بادِ صبارونقی گیرد سر و کارم مگر
هوش مصنوعی: به لطف و مهربانی تو ای باد صبا، زندگیام رونق میگیرد و کارهایم بهتر میشود.
شرمسارم از تو امّا چون کنمچون ندارم محرمِ رازی دگر
هوش مصنوعی: مرا از تو شرمنده است ولی چگونه این احساس را بروز دهم، چون کسی را ندارم که رازهایم را با او در میان بگذارم.
نیمجان دارم فدایِ راهِ توبیش از این چیزی ندارم ماحضر
هوش مصنوعی: نیمجانم را برای راه تو فدای میکنم، چون چیزی بیشتر از این ندارم.
گرچه کارِ عاشقان زاری بودزاریِ مسکین نزاری زارتر
هوش مصنوعی: هرچند که عشق، کار عاشقان، غم و اندوه است، اما در این بار، دلتنگی و غصهی مسکین، حتی بیشتر از آنها به چشم میخورد.