شمارهٔ ۶۳۹
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق یک عاشق پرداخته که به خاطر عدم وفای محبوبش دچار اندوه و عذاب است. شاعر از ننگ بدعهدی محبوبش سخن میگوید و از او میخواهد که عدالت را برقرار کند و با دوستانش خوب رفتار کند. او با حسرت به شبهای بیداری و انتظار برای آمدن محبوبش اشاره میکند و در مقابل، محبوب در خواب خوشیهای خود غرق شده است. شاعر در نهایت به درگاه خداوند روی میآورد و از درد و زاری خود سخن میگوید، و به نوعی التماس میکند که اگر محبوبی برایش باشد، او را نوازش کند.
این چه ننگ است که آوردی بازدست میگیر و ز پا می انداز
هوش مصنوعی: این چه رسوایی است که دوباره به سراغ من آمدهای، دستت را بردار و دیگر مرا به زمین نزن.
ننگ شد نام تو از بدعهدیآشکارا مکن ای عاقل راز
هوش مصنوعی: به خاطر عدم وفا و قول شکنیات، نام تو در دلها ننگین شده است. ای عاقل، این راز را برملا نکن.
بده انصاف و مکن بیدادیببُر از دشمن و با دوست بساز
هوش مصنوعی: به دیگران با انصاف رفتار کن و از ظلم پرهیز کن، با دوستان خود کنار بیا و دشمنی را کنار بگذار.
که کند در غم تو این همه صبرچون من از تو که کشد این همه ناز
هوش مصنوعی: چرا کسی به اندازه من در غم تو صبر میکند و تحمل میکند؟ از تو که این همه لطافت و ناز را دارد، چه کسی میتواند اینقدر استقامت نشان دهد؟
تو و فارغ ز من و خوش در خوابمن و بیداری شبهای دراز
هوش مصنوعی: تو در خواب شیرین خود غرق شدهای و من در بیخبریام دربارهٔ تو، در حالی که شبهای طولانی را میگذرانم.
تشنهٔ سوخته در ماه صیامچون بود منتظر بانگ نماز
هوش مصنوعی: تشنگی کسی که در ایام ماه رمضان روزه گرفته، چگونه است وقتی منتظر صدای اذان برای افطار است؟
من همه شب مترصّد تا کیبر در از حلقه برآید آواز
هوش مصنوعی: من تمام شب در انتظار بودم که چه زمانی صدای کسی از در به گوش میرسد.
چه کنم چاره همین دارم و بسمن و درگاه خداوند و نیاز
هوش مصنوعی: چه کار کنم؟ جز این راهی ندارم. من تنها به درگاه خداوند و نیاز خودم متوسل شدهام.
بندهای همچو نزاری داردای اگر یار بود بنده نواز
هوش مصنوعی: اگر بندهای مثل نزاری باشد، ای دوست، در صورتی که یار تو باشد، او را نوازش کن و محبت کن.
زاریی دارد و نه زور و نه زرگو درین بوته به زاری بگداز
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به کسی است که از درد و رنج فراوانی رنج میبرد، اما نه قدرتی دارد و نه ثروتی. او باید با ناله و زاری به وضعیت خود اعتراف کند و تسلیم سرنوشتش شود.