شمارهٔ ۷۱۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و به نحوی از دلمشغولی و دیوانگی ناشی از عشق صحبت میکند. موی بریده و زیباییهای معشوق او را به شدت تحت تاثیر قرار داده و او را مدهوش کرده است. شاعر از زیباییهای چهره و بدن معشوق میگوید و به این نکته اشاره میکند که اگر کسی بخواهد، میتواند با زلفهای معشوق خود حلقهای برای گوش بسازد. او از معشوق میخواهد که لباسهای سنگین و درشت را کنار بگذارد و خود را به زیبایی نمایش دهد.
شاعر همچنین به عشق عمیق و رنجی که از جدایی میبرد اشاره میکند و ناتوانی خود را از فراموش کردن محبوبش را بیان میکند. او به دیگران میگوید که نمیدانند او در آتش عشق چگونه میسوزد و دلی پر از درد دارد. این شعر به زیبایی، عشق و تاثیر عمیق آن بر روح و روان انسان میپردازد.
آن موی بریده بر بنا گوشکشته ست مرا و کرده مدهوش
هوش مصنوعی: آن موی بلند که به گوش کسی آویزان است، باعث شده که من بیتاب و دیوانه شوم.
نغزت برِ روی و غمزه و چشمخوبست سرِ دست و بازو و دوش
هوش مصنوعی: تو با چهرهی زیبا و ناز خاصی که داری، همچون زینتی بر تن و اندامهای من هستی.
گر می خواهی که عالمی خلقزان زلف کنند حلقه در گوش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که مردم به زیباییهای موهایت توجه کنند و آن را ستایش کنند، باید در گوششان حلقههایی از آن زلفها بیندازی.
مِعجر بنه از سر و کله داردُرّاعه بیفکن و قبا پوش
هوش مصنوعی: موهایت را به حالت زیبا بیارای و لباس زیبایی بپوش که زیباییت را دوچندان کند.
ای ترک پری صفت حدیثیزین هندوی خود به لطف بنیوش
هوش مصنوعی: ای دخت زیبا با چهرهای پریگونه، سخنی از آن هندی خود به نرمی و لطف بفرما.
بوسی که هزار جان بیرزدآسان آسان به هیچ مفروش
هوش مصنوعی: بوسهای که برای دلها ارزش هزاران جان را دارد، به راحتی و بیقیمت عرضه نمیشود.
گر آمده بوده ای ز فطرتخاص از پی خون من در آن کوش
هوش مصنوعی: اگر به دلیل ویژگیهای خاصی که داری، به دنبال خون من آمدهای، تلاش کن.
تا جان ببرم مگر چو کردمترک دل و دین و دنیی و هوش
هوش مصنوعی: من تا زمانی که زندهام، تلاش میکنم که از قلب و دین و دنیا و عقل خود فاصله بگیرم.
دادی بستانم از تو گر هیچسرمست درآرمت به آغوش
هوش مصنوعی: اگر به من بدهی، حتی اگر مست شوم، تو را در آغوش میگیرم.
آنرا که به یاد توست زندهیکباره چنین مکن فراموش
هوش مصنوعی: کسیکه در یاد توست، ناگهان او را فراموش نکن.
زآن یک نفسی که دیدمت دیتا روز نخفتم از غمت دوش
هوش مصنوعی: از آن لحظهای که تو را دیدم، تا روزی که از غمت شب را نتوانستم بخوابم.
گویند نزاریا چه بودتوین گریه و ناله چیست خاموش
هوش مصنوعی: میپرسند چرا حالتی بد و پریشان داری و این گریه و ناله چه معنایی دارد، چرا سکوت نمیکنی؟
ای بی خبران بر آتش عشقمی سوزم اگر نمی زنم جوش
هوش مصنوعی: ای کسانی که بیخبرید، من از عشق میسوزم و اگر در ظاهر نشانهای از این سوختن نمیبینید، دلیلش این است که به شدت درونم در حال غلیان و جوشیدن است.