شمارهٔ ۷۳۴
هوش مصنوعی: این شعر به درد و رنج ناشی از فراق و جدایی اشاره دارد. شاعر از اشتیاق و غمهای عمیق خود به دوستان سخن میگوید و بیان میکند که جز عشق و می نمیتواند این غم را تسکین دهد. او از سفرها و غربتهایش در خراسان و عراق صحبت میکند و از احساس تنهایی و ناامیدی ناشی از دوری از محبوبش گلایه میکند. در انتها، شاعر درخواست میکند که از این داستان غمانگیز کوتاهتر بگوید، زیرا درد فراق او را بینهایت رنج میدهد.
دوستان آه از فراق آه از فراقالغیاث از اشتیاق از اشتیاق
هوش مصنوعی: دوستان، به خاطر جدایی خیلی نگرانم و از دل تنگی خودم فریاد میزنم، کمک میخواهم چون به شدت مشتاق دیدار شما هستم.
دفع غم را جز می استعداد نیستکم ترک می افتد آن هم اتفاق
هوش مصنوعی: تنها چیزی که میتواند غم را از ما دور کند، نوشیدن است. اگر شراب نخوریم، ممکن است به طور تصادفی دچار مشکلاتی شویم.
وقت وقتی جرعه ای گر می چشمزهر می گردد ز تلخی در مذاق
هوش مصنوعی: زمانی که انسان جرعهای از شراب مینوشد، تلخی آن به طعمی زهرآلود تبدیل میشود.
سیر کرد از زندگانی غربتمچند گردم در خراسان و عراق
هوش مصنوعی: زندگیام در غربت گذشته و حال به من میگوید که چند بار باید در خراسان و عراق بگردم.
صبر من بگریخت از غوغای عشقهم چنان کز حمله ی تنّین براق
هوش مصنوعی: صبر من از هیاهوی عشق فرار کرد، مانند اینکه چنگال یک مار بزرگ به انسان حمله کند.
آه اگر دولت اجابت می دهدوقت رجعت بگذرم همچون براق
هوش مصنوعی: ای کاش اگر فرصتی برای پاسخگویی و اجابت دعا پیش آید، همانند براق به سمت مقصود خود روان شوم.
گر نبینم آفتاب روی دوستماه امیدم بماند در محاق
هوش مصنوعی: اگر نتوانم چهرهی دوست را ببینم، نور امید من در تاریکی محو خواهد شد.
بلعجب کاری و مشکل حالتیدیده در غرقاب و تن در احتراق
هوش مصنوعی: عجب وضعیتی است که کسی در حال غرق شدن است و در عین حال دچار آتشسوزی نیز شده است.
قصه کوته کن نزاری بازگویدوستان آه از فراق آه از فراق
هوش مصنوعی: ای نزاری، داستان را کوتاه کن و به دوستان بگو که آه در فراق چقدر دردناک است.