تناجی
حکیم نزاری قهستانی

شمارهٔ ۷۵۱

عشق است فراخ و سینه‌ای تنگراهی ست دراز و مرکبی لنگ
یک خاطر و صدهزار غصّهیک منزل و صدهزار فرسنگ
بی یادِ تو کعبه‌ها خراباتبی نامِ تو نام‌ها همه ننگ
جامی به هزار بیم در پیششاخی به هزار حیله در چنگ
سجّاده فتاده در بُنِ خمقرّابه شکسته بر سرِ سنگ
درباخته نردِ دین و دنیاچون کم زدگان نشسته دل تنگ
از عشق منال ای نزاریرو صلح گزین و بگذر از جنگ