شمارهٔ ۷۶۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و محبت بینظیر خود به معشوق صحبت میکند. او به این نکته اشاره میکند که هیچ کس نمیتواند جای او را بگیرد و حتی در مرگ هم از او جدا نخواهد شد. شاعر به مهربانی و عشق عمیق خود اشاره میکند و میگوید که در تمام عالم عاشقانی مانند آنها پیدا نخواهد شد. او اذعان میکند که وجود معشوق برای او از ابتدای جهان مقدر بوده و او به خاطر عشق به او زندگی و امید و بیم خود را معطوف به او کرده است. در نهایت، شاعر با شور و شوق بهشت را به عنوان جایی که تنها از عشق معشوق میتواند حاصل شود، توصیف میکند.
تویی که بر تو نباشد مرا نظیر و بدلمنم که از تو نگردم جدا به تیغِ اجل
هوش مصنوعی: تو یگانهای و هیچکس شبیه تو نیست. من نیز کسی هستم که هرگز از تو جدا نخواهم شد، حتی با رسیدن زمان مرگ.
بیا که در همه عالم به مهربانیِ ماکسی دو عاشقِ صادق دگر نبیند بَل
هوش مصنوعی: بیا که در تمام دنیا هیچکس مانند ما دو عاشق صادق را نخواهد دید.
که خود ز شفقتِ ما تا هزار سالِ دگرمیانِ خلقِ جهان عاشقان زنند مثل
هوش مصنوعی: خود از روی محبت و مهربانی ما، تا هزار سال دیگر میان مردم دنیا، عاشقان مثل ما را به عشق ورزیدن وادار خواهند کرد.
هنوز رویِ تو نادیده آشنا بودیمتو خود حواله ی ما بوده ای به حکمِ ازل
هوش مصنوعی: ما هنوز هم که هنوز است به زیبایی تو عادت نکرده بودیم، اما تو خود سفارش ما بودهای از آغاز خلقت.
به چشمِ عشقِ دلت برگزیده ایم نخستبه مهرِ جانِ خودت پروریده ایم اوّل
هوش مصنوعی: ما در نگاه عشق و دل تو را انتخاب کردهایم و ابتدا با محبت و زندگی خودت، تو را پرورش دادهایم.
امید و بیمِ من از دوزخ و بهشت توییوگر نه آن چه خطر دارد این یکی چه محل
هوش مصنوعی: دلخوشی و نگرانی من از عذاب و پاداش بعد از مرگ به خاطر وجود توست، وگرنه از آنچه که ترس ایجاد میکند، این یکی چه اهمیتی دارد.
بهشتِ جانِ نزاری تویی و خوش تر از آننیافرید بهشتی خدای عّزَوجَلّ
هوش مصنوعی: تو بهشت روح من هستی و خداوند عزوجل جنتی بهتر از تو نیافریده است.