شمارهٔ ۸۴۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و انتظار صحبت میکند. او شبها در انتظار توجه و نظرات دوستش است، اما احساس میکند که او را نمیبیند و غمهایش را کسی درک نمیکند. شاعر به شور و شوقی که در زندگیاش است اشاره میکند و بیان میکند که باید عمرش را که هدر میرود، به دوستانش منتقل کند. او متوجه میشود که اگر در این مسیر قدم نگذارد، عشقش را از دست خواهد داد. در نهایت، او از غمها و دردهای خود میگوید و اشاره دارد که بر خود میسوزد و به زاری و ناله رو آورده است.
شب ها همه شب در انتظارمتا دوست نظر کند به کارم
هوش مصنوعی: شبها دائماً در انتظار هستم تا دوستم به کارهایم نگاهی بیندازد.
او حاضرِ وقت و من نبینماو با من و من خبر ندارم
هوش مصنوعی: او در هر زمانی کنار من است، اما من نمیتوانم او را ببینم؛ او با من است، اما من از این موضوع بیخبرم.
کس را غمِ روزگارِ من نیستمن خود سرِ این طمع نخارم
هوش مصنوعی: هیچ کس به فکر غم و اندوه من نیست و من خودم هم به این آرزو چندانی نمیتوانم امید داشته باشم.
زین شور که در جهان فکندیشوریده شده ست روزگارم
هوش مصنوعی: از این هیجانی که در دنیا ایجاد کردهای، روزگار من سرشار از آشفتگی و شیدایی شده است.
باید که به دوستان رسانمعمری که به هرزه می گذرانم
هوش مصنوعی: باید به دوستانم بگویم که عمرم را بیهوده سپری میکنم.
زیرا که مهم تر از همه چیزاین است که باز می گزارم
هوش مصنوعی: زیرا مهمتر از هر چیزی این است که دوباره میگذارم.
گر پای نمی نهم درین راهاز دست بمی رود نگارم
هوش مصنوعی: اگر در این مسیر قدم نگذارم، معشوقم از دست خواهد رفت.
هر چیز که با من است حالیفی الجمله به دوست می سپارم
هوش مصنوعی: هر چیزی که با من است، در هر لحظهای به دوست میسپارم.
با هم نفسی به آخر الامرآخر نفسی مگر برآرم
هوش مصنوعی: در نهایت، با همراهی یک نفر ممکن است به نقطهای برسم که نفس آخر را بکشم یا بتوانم خود را دوباره نجات دهم.
تیمار نمی برد خزانمغم خوار نمی شود بهارم
هوش مصنوعی: غم و دلتنگی من با آمدن فصل بهار بهبود نمییابد و درختان خزان نمیتوانند به من آرامش بدهند.
هر سال همان که پار دادنداز هفت و شش و سه و چهارم
هوش مصنوعی: هر سال همانگونه که از سالهای قبل تعیین شده است، میگذرد و تکرار میشود.
از پای دراوفتاد عقلماز دست برفت اختیارم
هوش مصنوعی: عقل و هوش من به حدی تحت تاثیر قرار گرفت که توانایی تصمیمگیری و کنترل خود را از دست دادم.
گر دی بودم نزاری ام روزبنگر به چه زاریانِ زارم
هوش مصنوعی: اگر دیوانه بودم، امروز به حال و روزم نگاه کن که چقدر در عذاب و زحمت هستم.