شمارهٔ ۹۵۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناامیدی و دردهای درونی خود اشاره میکند و از مسلمانان میخواهد که به حال او توجه کنند. او از عشق و حسرت میگوید و از اینکه در دنیایی پر از اضطراب و درگیری به سر میبرد. شاعر به تجربیات خود در مساجد و خانقاهها و همچنین تمایلش به خوشگذرانی اشاره میکند و از اینکه توبهها و پیمانهایش بینتیجه ماندهاند، ابراز ناامیدی میکند. او همچنین به این نکته اشاره دارد که در حال حاضر به شکل خاصی از زندگی دست یافته که از نظر اجتماعی پذیرفته نیست. در نهایت، او خود را به عنوان یک انسان مست و سرگشته معرفی میکند که از دست عقلش خارج شده است.
چه غم که نیست مرا حاصل ای مسلمانانز چشمِ شوخ و دلِ غافل ای مسلمانان
هوش مصنوعی: نگران نباشید که چیزی از دست دادهام، ای مسلمانان، از نگاه بازیگوش و دل غافل شما.
دلم ز دیده شود مبتلا و جان از دلفغان ز دیده و آه از دل ای مسلمانان
هوش مصنوعی: دل من از دیدن دچار رنج شده و جانم از دل شکایت میکند، ای مسلمانان، آه و نالهام از دل برمیخیزد.
حسد برند که پیوسته عاشقی چه کنمچو در ازل نبدم مقبل ای مسلمانان
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که برخی از افراد حسود هستند و از عشق دائمی من به خاطر آنچه هستم ناراحتاند. من چه کنم وقتی در آغاز آفرینش، به عشق مقدر شدهام، ای مسلمانان؟
ز اضطرابِ به دریافتاده بیخبرستقرار یافته بر ساحل ای مسلمانان
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، کسی که در اضطراب و نگرانی به سر میبرد، در حال حاضر در امان و آرامش قرار دارد و به ساحل رسیده است.
ز خرقه سیر شدم مولعِ خراباتمبه خانقاه نیام مایل ای مسلمانان
هوش مصنوعی: من از لباس عارفانه خسته شدم و به میخانه علاقهمندم، به خانقاه دیگر تمایل ندارم ای مسلمانان.
به یک پیاله می اثباتِ پارسایی راهزار توبه کنم باطل ای مسلمانان
هوش مصنوعی: با یک پیاله شراب، میتوانم هزار بار ادعای پاکی و پرهیزگاری خود را نقض کنم، ای مسلمانان.
همان نزاریِ مستم کز اعتبار انگشتز دستِ من بگزد عاقل ای مسلمانان
هوش مصنوعی: من همان نزار نادانی هستم که اگر از دست من بیفتد، عقل درست را از دست میدهد، ای مسلمانان!