شمارهٔ ۹۷۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی آرزوی دیدن محبوب و سختی زندگی بدون او صحبت میکند. شاعر از تلخی زندگی و دشواریهای آن میگوید و احساس میکند که بختش به او سخت گرفته است. او به شکیبایی در مقابل دشمنان و کمفهمی دیگران اشاره میکند و میپرسد که آیا روزی میتواند محبوبش را دوباره ببیند. در پایان، از غم و نگرانی برای از دست دادن عشقش میگوید و سوال میکند که آیا باز هم زنده خواهد ماند تا آن لحظهی دیدار فرا برسد.
ای آرزویِ چشمم روی تو باز دیدنمحمود را چه خوشتر رویِ ایاز دیدن
هوش مصنوعی: ای آرزوی چشمم، چه خوشحالکننده است که تو را دوباره ببینم؛ دیدن محمود برایم بهتر است از دیدن ایاز.
تلخ است زندگانی بییادِ عیشِ شیرینجان کندن است خود را بیدلنواز دیدن
هوش مصنوعی: زندگی بدون یادآوری لحظات خوش و شادیآور تلخ و دردناک است و اینکه خود را تنها و بدون محبت دیگران ببینی، بسیار دشوار و رنجآور است.
بختِ ستیزه کارم تن میدهد به خواریخود را نمیتواند در عزّ و ناز دیدن
هوش مصنوعی: سرنوشت نامساعد من، به ناز و کرامت اجازه نمیدهد و فقط به ذلت و خواری تن میدهد.
دشمن به طعنه گوید کز دوست میشکیبددر وی به صدق باید نه بر مجاز دیدن
هوش مصنوعی: دشمن به تمسخر میگوید که از دوستی ضربه خواهی خورد و برای درک این نکته باید با واقعیت روبهرو شوی نه اینکه آن را به صورت ظاهری و سطحی ببینی.
کوته نظر ندارد بر باطنم وقوفیهر دیده را نباشد قدرِ به راز دیدن
هوش مصنوعی: کسی که دیدگاه سطحی دارد، نمیتواند به عمق وجود من پی ببرد. هر بینندهای توانایی درک رازهای نهفته را ندارد.
آن را که از رقیبش خالی دمی ندیدمروزی شود میّسر بیاحتراز دیدن
هوش مصنوعی: آن کسی که هرگز لحظهای از رقیبش فاصله نگرفته، روزی به راحتی و بدون هیچ تردیدی ملاقات خواهد کرد.
آیا بود که چشمم بر منظرِ دل افتدای دولت آخر این در تا کی فراز دیدن
هوش مصنوعی: آیا روزی خواهد رسید که چشمانم بر زیبایی دل تو بیفتد؟ ای خوشبختی، تا کی باید منتظر دیدن تو باشم؟
نه دل بنه نزاری بر جان که در چنین غمتو زنده کی بمانی تا وقتِ باز دیدن
هوش مصنوعی: دل را از غم و اندوه دور کن، چرا که در این شرایط سخت، چطور میتوانی تا زمان دیدار دوباره زنده بمانی؟