شمارهٔ ۹۸۱
هوش مصنوعی: این شعر از مؤذن مسجد الأقصی الهام میگیرد و به مسائلی نظیر عشق، ایمان و حقیقت میپردازد. شاعر از لزوم رفع دردهای روحی و نیاز به آرامش سخن میگوید و به یادآوری وعده خداوند و جزا دادن نیکوکاران اشاره دارد. او بر اهمیت حفظ حریم و حرمت در روابط تأکید میکند و از بیاعتنایی به جهل و شناخت علت مشکلات warns میدهد. شاعر از ما میخواهد که با خود و اطرافیان همسو باشیم و در این راستا بر نادانی توجه کنیم. او آرزوهای دنیوی را بیاهمیت میداند و به تجربههای درونی و واقعی در زندگی اشاره میکند. در نهایت، شاعر خود را آزاد و رهایافته از قید و بندهای اجتماعی میبیند و بر غنای درونی تأکید مینماید.
ز بامِ مسجد الأقصی مؤذّنچو قامت گفت نتوان بود ساکن
هوش مصنوعی: از بالای مسجد اقصی، هنگامی که مؤذن اذان میگوید و قامت راست میکند، هیچکس نمیتواند ساکت و بیتحرک بماند.
به راحی کن دوایِ دردِ مخمورکه باشد صاف همچون روحِ مؤمن
هوش مصنوعی: برای درمان درد و غم ناشی از مستی، نوشیدنیای بیاور که پاک و زلال مانند روح یک انسان مؤمن باشد.
غلط در وعده فردا نداریمشبِّه نیستی ای یارِ موقن
هوش مصنوعی: عزیزم، تو در وعده فردا اشتباهی نخواهی داشت، زیرا شبیه کسی نیستی که به راحتی تغییر میکند.
جزاء المحسنین برخوان و در دهیکی را دَه دهد و الله محسن
هوش مصنوعی: پاداش نیکوکاران را فراموش نکن و بدان که خدا به نیکوکاران پاداشی بزرگ میدهد.
به نامحرم مده حرمت نگهدارامانت چون دهی بر دستِ خائن
هوش مصنوعی: به نامحرم چیزی نده و حرمت آن را حفظ کن، زیرا وقتی امانتی را به دست کسی بیاعتماد میسپاری، دیگر قابل اعتماد نیست.
علاجِ جهل اگر بقراط باشیمکن بگذر ز علّتهای مزمن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی جهل را درمان کنی و همچون بقراط (پزشک بزرگ یونانی) رفتار کنی، از علل مزمن و ریشهای بیماریها غفلت نکن.
موافق باش و از ضدّان حذر کنکه نبود ممتنع هرگز چو ممکن
هوش مصنوعی: با دیگران همدل و هماهنگ باش و از مخالفان دوری کن، چرا که هیچگاه چیز غیرممکنی وجود ندارد که ممکن نباشد.
من و تو هر دو مجبوریم و محکومنخواندهستی که المقدور کاین
هوش مصنوعی: ما هر دو در شرایطی قرار داریم که نمیتوانیم از آن فرار کنیم و گویی به نوعی محکوم به این وضع هستیم.
نخواهی خورد بیش از روزی خویشچه خواهی کرد از انبار و خزاین
هوش مصنوعی: نمیتوانی بیشتر از آنچه که برای یک روز نیاز داری، مصرف کنی. پس چه فایدهای دارد که انبار و داراییهای زیادی داشته باشی؟
به پایِ خنب در می خانه بنشینهمینت بس ز ارکان و معادن
هوش مصنوعی: به پای زانوی خمیده در میخانه بنشین، همین برای تو کافی است، از همه چیزهای دیگر بینیاز هستی.
ز نام و ننگ بیرون آی و اینکمقابیحت بدل شد با محاسن
هوش مصنوعی: از افتخار و عیب کنار برو و ببین که بدیها به زیباییها تبدیل شدهاند.
مرا باری نماندهست آرزوییبدیدم آن چه میباید معاین
هوش مصنوعی: من دیگر آرزویی ندارم؛ آنچه که باید، اکنون دیدهام و مشخص شده است.
نشسته بر سرِ گنجینه خویشاگر در بیرجندم ور به قاین
هوش مصنوعی: اگر من در بیرجند یا قاین نشسته باشم، به گنجینهی خود (ثروت و داشتههایم) دسترسی دارم.
چه باک ار در خراباتی به ظاهرچو در بیتاللهی دایم به باطن
هوش مصنوعی: نگران نباش که در جایی به ظاهر خراب و بینظم هستی، چون درونت ممکن است باصفا و پاک باشد، همانطور که در خانه خدا نیز ممکن است افرادی به ظاهر ناپاک وجود داشته باشند.
نزاری بعد از این آزاد و فارغتویی و گنج فقر و کُنجِ ایمن
هوش مصنوعی: از این به بعد تو آزاد و رها خواهی بود و در کنار آن ثروت و آسایش در درونت قرار دارد.