بخش ۳۵ - کرامات می
هوش مصنوعی: در این بیتها شاعر به توصیف حالاتی از مینوشی و تاثیر آن بر انسان میپردازد. او میگوید هرگز در عمرش درب می که به خاطر آن به جستجوی حقیقت رفته، بسته نمانده است. مینوشی میتواند به موجودی که از عدم به وجود آمده، کمک کند. شاعر معتقد است که حتی اگر چیزی مدفون در زمین نیز باشد، میتواند از زمین سر بلند کند و به اوج برسد. او در انتها اشاره میکند که اگر بخواهد از کرامات و اعجابهای می بگوید، حتی شنونده نیز حیرتزده خواهد شد.
ندیدیم هرگز به عمر درازدر بسته بر می که نگشود باز
هوش مصنوعی: هرگز مشاهده نکردیم که در عمر طولانی، در بستهای وجود داشته باشد که وقتی گلابی به آن نزدیک شود، دوباره باز نشود.
عجب نبود از می که هنگامِ بودگر آید ز کتمِ عدم در وجود
هوش مصنوعی: عجیب نیست که شراب در زمانی که در حالت عدم بوده، به ناگهان به وجود بیاید.
بجایی کند دستگیری مستکه چرخش نهد بر زمین پشت دست
هوش مصنوعی: وقتی که سرنوشت انسان به زمین میافتد و دچار مشکل میشود، از کسی که در حال خوشگذرانی است، انتظاری برای کمک و حمایت نباید داشت.
اگر در زمین نیز باشد دفینچو میخواره سر بر زند از زمین
هوش مصنوعی: اگرچه گنجی در زیر زمین پنهان باشد، اما مانند کسی که از شراب مست شده، روزی سر بر میآورد و خود را نمایان میکند.
اگر شمّهای از کرامات میبگویم عجایب بمانی ز وی
هوش مصنوعی: اگر کمی از ویژگیهای شگفتانگیز او را بگویم، تو به حالت حیرت و شگفتی درخواهی آمد.