شمارهٔ ۱۰۱۲
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر معروف ایرانی، نزار، درباره عشق و دلدادگی به محبوبش است. شاعر از زیباییهای محبوب خود که مانند «سرو سیم اندام» توصیف میشود، سخن میگوید و بیان میکند که عشق او سبب شادی و آرامش اوست. او به تلخی ایامش در نبود محبوب اشاره میکند و احساسات عمیق خود را از عشق و دلدادگی بیان میکند. شاعر همچنین به نوعی بتپرستی در عشق خود اشاره میکند و به ستایش از محبوبش میپردازد، بهطوریکه تمام لحظاتش با یاد او شیرین میشود و وجود او سایر جنبههای زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد. در نهایت، او از خود به عنوان «خم عشاق» یاد میکند و محبوبش را «جام» خود میداند که به او زندگی و معنا میبخشد.
ماه من ای سرو سیم اندام مناز دهانت کی برآید کام من
هوش مصنوعی: ای ماه من، ای درخت سروی با زیبایی خوشفرم، از صحبتها و لبهای تو چه زمانی کام و لذتم برآورده خواهد شد؟
رحم کن ای زندگانی رحم کنبر دل بی صبر بی آرام من
هوش مصنوعی: ای زندگی، بر دل بیصبر و ناآرامم رحم کن و به حالتم توجه کن.
تا به شیرینی برآمد نام توتلخ شد فرهاد وار ایام من
هوش مصنوعی: وقتی نام تو با شیرینی به زبان آمد، ایام من مانند فرهاد، تلخ و دردناک شد.
هر چه دیدم سرو قدت می فتدلرزه هم چون بید بر اندام من
هوش مصنوعی: هر چیزی که از قامت زیبای تو میبینم، مرا به لرزه میاندازد، مانند بید که در برابر باد تکان میخورد.
بت پرستی گرچه در اسلام نیستشهره شد در بت پرستی نام من
هوش مصنوعی: پاسداری از بتپرستی در دین اسلام نیست، اما با این حال، نام من در این زمینه معروف شده است.
عضو عضو یار من هریک بتیستوای من بر من زین همه اصنام من
هوش مصنوعی: هر یک از اعضای یار من به نوعی زیبایی خاص خود را دارد و من به خاطر وجود این همه زیبایی در اطرافم دچار حسرت و شگفتی شدهام.
من اگر چه صید او گشتم ولیکاو عجب مرغیست اندر دام من
هوش مصنوعی: نمیتوان انکار کرد که من به دام او افتادهام، اما او موجودی شگفتانگیز و زیباست که در دام من گرفتار شده است.
گو مباش از ملک صبحم تا به شامروی و موی اوست صبح و شام من
هوش مصنوعی: از صبح تا شام، وجود من به زیبایی و زندگی او وابسته است. من بدون او، نه صبح دارم و نه شام.
قبله ی جان نزاری روی اوستمن خم عشاقم و او جام من
هوش مصنوعی: هدف و مقصود دل من در عشق، تنها اوست. من تسلیم عشق هستم و او مانند جامی است که روحم را سیراب میکند.