شمارهٔ ۱۰۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از مخاطب دعوت میکند که به عمق احساسات و دردهای دلش نگاهی بیندازد. او با استفاده از تشبیهات مختلف، به زیباییهای عشق و معرفت اشاره میکند و بر اهمیت درک و شناخت عمیقتر از هستی و آفرینش تأکید میکند. شاعر به عظمت عشق و تأثیر آن بر زندگی انسانها اشاره کرده و از مخاطب میخواهد که فراتر از ظواهر بنگرد و به اتحاد وجودی دست یابد. در پایان، او به واژههای خاصی چون "کاف" و "نون" و رازهای پنهان شان اشاره میکند و به این نکته رسیدگی میکند که حتی در غیاب فردی، عشق و حقیقت فراتر از هر چیزی وجود دارد.
بیا و دیده ی پر خون ما بیننظر گاه دل مجنون ما بین
هوش مصنوعی: بیا و نگاه کن به چشمان پر از اشک ما و سپس به دل عاشق و دیوانه ما نگاه کن.
هنوز از ساحل دریای دردیدرون آی و دل پرخون ما بین
هوش مصنوعی: هنوز از کنارهی دریای غم و درد خالی نیست و به عمق دلهای پر از غصه ما نگاه کن.
گرت از صبغت الله رنگ بایددرآی از دیر و بوقلمون ما بین
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به رنگ خاصی از خدا برسید، باید از مکانها و افراد شایسته و مناسب کسب تعلیم و تجربه کنی.
عجایب دیده ای بسیار ازین پیشبیا و صنعت اکنون ما بین
هوش مصنوعی: بسیاری از شگفتیها را پیشتر دیدهای، حالا بیایید و هنر ما را ببینید.
فلک را با بزرگی و بلندیبه چشم معرفت ما دون ما بین
هوش مصنوعی: در نگاه آگاه ما، آسمان با عظمت و ارتفاعش پایینتر از مقام ما به نظر میرسد.
چه می دانی تو رمز آفرینشبیا و سر کاف و نون ما بین
هوش مصنوعی: نمیدانی راز خلقت چیست، بیا و به زندگی و هستی نگاهی عمیقتر بینداز.
دو عالم مست ازین یک ذره عشق اندمجال عشق روز افزون ما بین
هوش مصنوعی: دو جهان از یک لحظه عشق مست و شاداب هستند و این نشاندهندهی عشق روزافزونی است که ما در این لحظه تجربه میکنیم.
مسیح از یک نفس چندان شرف یافتکمال قدرت افسون ما بین
هوش مصنوعی: مسیح به واسطه یک نفس و دم خود به اندازهای elevated و والامقام شد که به او قدرتی شگفتانگیز و افسونکننده داد.
برون از منزل چون و چرا شوچو رفتی وحدت بی چون ما بین
هوش مصنوعی: وقتی از خانه خارج میشوی، بیپرسش و بیچالش باش، زیرا زمانی که از محل خود رفتهای، یکتایی و وحدت را باید درک کنی.
نزاری گفتمت با خویش منگرکه می گوید کسی بیرون ما بین
هوش مصنوعی: من به تو گفتم که به خودت نگاه نکن، که دیگری چه میگوید و چگونه ما را مورد قضاوت قرار میدهد.