شمارهٔ ۱۰۳۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای ظاهری معشوق اشاره میکند و ویژگیهای جذاب او را توصیف میکند مثل چشمان مخمور، زلفهای مشکین، لبان باریک و دهان شیرین. او همچنین به زیباییهای بدن معشوق، مثل ابروها و بازوها، اشاره میکند. شاعر ابراز تعجب میکند از کسی که با وجود دیدن این زیباییها هنوز در پی جاذبههای دیگر است. او به اهمیت معنوی و روحی در زندگی اشاره میکند و میگوید که زیباییهای ظاهری تنها در برابر زیباییهای درونی بیارزشاند. در ادامه، شاعر از معشوق درخواست میکند که نگاهی به افراد پایینتر بیندازد و کمتر به تفاخر بپردازد، در نهایت به این نکته اشاره میکند که حتی در مواجهه با مرگ، به یاد معشوق زنده خواهد ماند.
خوش است آن دو چشمِ مخمور و خوش آن دو زلفِ مشکینخوش است آن لبان باریک و خوش آن دهانِ شیرین
هوش مصنوعی: این دو چشم مست و زیبای تو دلنشین است، و آن دو زلف سیاه و نرم هم دلربا است. لبان باریک و زیبا و دهان شیرینت هم بسیار خوشایند است.
خوش است آن بر و بنا گوش و میانِ طاق ابروخوش است آن بن دو بازو و سرو دو دستِ سیمین
هوش مصنوعی: زیبایی آن صورت و چهره و شکل ابروها دلنشین است و همچنین جذابیت آن دو بازو و قامت خوشقد و بالا نیز بسیار دلانگیز است.
عجب از کسی بمانم که بدید و خواهد اکنونکه دگر جهان ببیند به دو دیده جهانبین
هوش مصنوعی: عجیب است که من بر کسی بمانم که اکنون فقط به خاطر چیزهایی که دیده، خواهان است و همچنان که در حال حاضر به دو چشمش گوشهای از جهان را میبیند، به زودی دنیای جدیدی را خواهد دید.
به حیاتِ اهل معنی که تصوّرم نبنددچو تو صوتی که باشد به نگارخانۀ چین
هوش مصنوعی: زندگی اهل بصیرت و معنویت را نمیتوان به آسانی تحت کنترل خود درآورد. مانند صدایی که در نگارخانه چین وجود دارد و نمیتوان آن را محدود یا تعریف کرد.
به هر امتحان که خواهی بکن التماسِ خدمتکه گرم به کفر گویی که برو بگردم از دین
هوش مصنوعی: هرگونه آزمایشی که میخواهی انجام بده، ولی لطفاً از من خواهش نکن که در این زمینه تلاش کنم، زیرا اگر بخواهی در کفر صحبت کنی، من میخواهم از دین دور شوم.
به قیاس احتیاجم نبود به صورِ محشرز لحد برآورم سر چو تو بگذری به بالین
هوش مصنوعی: برای بیان احساساتم به هیچ استدلالی نیاز ندارم؛ زمانی که تو از کنار من بگذری، روح من از تاریکی قبر بیرون میآید و به زندگی برمیگردد.
تو اگر چه پادشاهی نظری به کِهتران کنکه بزرگزادگان را هنرست شرطِ تمکین
هوش مصنوعی: اگرچه تو پادشاهی، اما به پایینتر از خودت نگاهی بینداز. زیرا بزرگان و کسانی که در موقعیتهای بلند هستند، باید از هنر و توانایی خود بهرهمند شوند تا به درستی در مقامشان قرار گیرند.
نه نزاری فضولی که به مرگ خود نمیریبه تو پیش ازین بگفتم پسِ کارِ خویش بنشین
هوش مصنوعی: نه تو همچون نزار و فضولی هستی که به خاطر مرگ خود نگران نباشی. پیش از این به تو گفتهام که بهتر است در جای خود بنشینی و به کارهای خود بپردازی.
چو مگس دو دست بر سر بنشسته در برابرکه نمیدهند شکّر به تو شوربخت شیرین
هوش مصنوعی: شبیه مگسی که روی سر کسی نشسته و نمیتواند شکری به دست آورد، تو هم در برابر کسی هستی که به تو چیزی نمیدهد و از این موضوع ناراحت و بییار هستی.