شمارهٔ ۱۰۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با احساساتی عمیق از عشق و وفاداری سخن میگوید. او به محبوب خود میگوید که از نبودن او رنج میبرد و میخواهد که دوباره به او بازگردد. شاعر به قسمش به وفای عهد اشاره میکند و از محبوب میخواهد که جفا نکند. او توصیف میکند که چگونه زیبایی محبوبش باعث میشود دیگران نیز به او عشق ورزند، و هر که او را ببیند تحت تأثیر قرار میگیرد. در نهایت، شاعر از محبوب میخواهد که حتی اگر از او دور باشد، در دل او باقی بماند و عشقشان را حفظ کند. این شعر نشاندهندهٔ محبت و وفاداری عمیق شاعر به محبوبش است.
ای که دلم ز دست شد جانِ شما که همچنینیک نفسی دگر مرو بهرِ خدا که همچنین
هوش مصنوعی: دل من دیگر نتوانست طاقت فراق تو را داشته باشد. ای محبوب، تو هم کمی بیشتر در کنار من بمان و به خاطر خدا، از من دور نشو.
من به وفایِ عهدِ تو خورده قسم که همچنانتو به هلاکِ جانِ من داده رضا که همچنین
هوش مصنوعی: به خاطر وفاداری به قول تو قسم خوردهام که تو همچنان به هلاکت من راضی هستی و این وضعیت ادامه دارد.
چند که جهد میکنم تا تو ستیز کم کنیهجرِ تو بیش میکند قصدِ جفا که همچنین
هوش مصنوعی: هرچقدر تلاش میکنم تا از جدایی تو کم کنم، نادیدهانگاری و بیمهری تو باعث میشود این جدایی بیشتر شود.
هر که بدید روی تو مهر بدید هر زمانمه ز جسد برآورد وا اسفا که همچنین
هوش مصنوعی: هر کسی که چهرهی تو را دید، محبتش به تو هر لحظه بیشتر شد. آه، که چه تأسفبار است که مهری چنین در دل انسان بیدار شود و دوباره برگردد.
هر که بپرسدت که از لاله بنفشه چون دمدباور اگر نباشدش خط بنما که همچنین
هوش مصنوعی: هر کسی که از تو بپرسد که چطور شکوفههای لاله و بنفشه به هم مرتبطاند، اگر نتوانی او را قانع کنی، نشان بده که این ارتباط وجود دارد.
در عجب آمدش که چون مه به زمین کند نزولاز در خانه ناگهان مست درآ که همچنین
هوش مصنوعی: او شگفتزده شده است که چگونه ماه به زمین میآید و ناگهان در در خانهاش مست وارد میشود، به همین شکل.
گوی به سروِ بوستان کز قدِ من خجل شویور ز تو بر رسد که چون خیز به پا که همچنین
هوش مصنوعی: به درخت سرو در باغ بگو که از قد و قامت من خجالت بکشد، و اگر تو هم به من نزدیک شوی، مثل من قد راست کن و زیبا بایست.
ور بچخد که با فلان عهد چهگونه کردهایپیش کن از سرِ کرم دستِ وفا که همچنین
هوش مصنوعی: اگر او ببیند که با فلان شخص چگونه عهد بستهای، لطف کرده و دست وفا را پیش بیاور.
گر ز خطِ تو سرکشم باش به خونِ من بحلبر خطِ من زمانه گو باش گوا که همچنین
هوش مصنوعی: اگر از نوشتهی تو دور شوم، به خاطر خون من، بر روی نوشتهام تأمل کن و زمان بگذران، که گواه باشد بر این واقعیت که چنین است.
هیچ غمت مباد اگر مرد نزاری از غمتمن به عذاب لایقم باش هلا که همچنین
هوش مصنوعی: نگران نباش، اگر مردی به خاطر غم تو احساس درد میکند، چه برسی به من! هلا، که این وضعیت هم به وقوع پیوسته است.
خاکِ درِ ترا به چشم آب دهم به مهرِ دلبویِ وفا دمد به حشر از گِلِ ما که همچنین
هوش مصنوعی: من خاک درگاه تو را با آب چشمانم شستشو میدهم، تا بوی وفا از دل من در روز قیامت از این خاک برآید.