شمارهٔ ۱۰۴۹
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و رازآلودگی عشقی عمیق اشاره دارد. شاعر از زیبایی یار خود، که نمادی از آفتاب و خوشبختی است، سخن میگوید و از اثرات جادوئی چشم و ابرویش بر دل و جانش مینویسد. او به تجمل و عطری که از چین میآید اشاره کرده و حسرت به دل دارد که نتوانسته بر درد عشق غلبه کند. شاعر همچنین از نگرانیش در مورد ارتباطش با معشوقهاش حرف میزند و میگوید اگر خطایی از او سر زده، به لطفهای یارش امیدوار است. در نهایت، شعر به توبه و طلب بخشودگی از محبوب اشاره میکند و به دردی که عشق به همراه دارد، اعتراف مینماید.
ندانم آفتاب است آن اگر روکمندِ عنبرین است آن اگر مو
هوش مصنوعی: نمیدانم آیا آنچه میبینم آفتاب است یا تنها چون کمند عطرین است، آن موها.
به چین بفرست تا کاسد شود مشکنسیمی از عرقچینِ سمن بو
هوش مصنوعی: به چین بفرست تا گلابی که بوی خوش مشک میدهد، از عرقچینِ سمن یعنی عطر گل سمن پخش شود و کمرنگ شود.
خروجِ زنگیانِ چین زلفتبه حسنآبادِ رویت از همه سو
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای تو مانند زنگیان چین، از همه جا به حسنآباد روی خودت میآیند و نظرها را به خود جلب میکنند.
خطایی بود کاستیلا گرفتندچنین بر ملکِ رویت خیلِ هندو
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که خطا و اشتباهی باعث شد که لشکری بزرگ از هندوها به سرزمین تو حملهور شوند.
دلم پیرامنِ آن چشمۀ نوشنمیگردد ز پیشِ چشمِ جادو
هوش مصنوعی: دل من دور آن چشمهی خوشطعمی نمیچرخد، زیرا چشم جادوگری در نزدیکیش است.
ز پیشِ غمزه ی چشمِ تو برخاستفرود آمد خوشی بر طاقِ ابرو
هوش مصنوعی: چشمهای تو با ناز و زیبایی خود، غم را از دل راند و شادی را به وجود آورد.
به چشمت اشکِ من خوارست چون شدگشاده از دُرِ دندانت لؤلو
هوش مصنوعی: به چشمانت اشک من هیچ ارزشی ندارد، چون وقتی دندانهای تو باز میشود، از آن دُرّی که در دندانهایت است، مرواریدها میریزد.
مرو با عشق در میدان به بازیکه با او بر نیاید کس به بازو
هوش مصنوعی: با عشق در میدان بازی نکن، زیرا هیچکس نمیتواند به اندازه کافی با او رقابت کند.
ز من ای یارِ آهو چشم مگریزنه هم بالینِ مجنون بود آهو
هوش مصنوعی: ای دوستِ چشمِ زیبا، از من دور نشو! چون در کنار مجنون، آهو نمیتواند آرام بگیرد.
اگر از ما گناهی رفت توبهبه الطافِ تو مطموعیم و مرجو
هوش مصنوعی: اگر از ما خطایی سر زد، به لطف و رحمت تو امیدواریم و به بخشش تو دل خوش داریم.
بزرگان از سرِ حسنِ عقیدتگنهداران بسی کردند معفو
هوش مصنوعی: بزرگان به خاطر حسن نیت و ایمانشان، بسیاری از گنهکاران را بخشیدند.
سری دارم فدایِ آستانتبه پایِ خود نخواهم رفت ازین کو
هوش مصنوعی: من به خاطر تو آمادهام جانم را فدای درگاهت کنم، اما هرگز از این راه به پای خود نخواهم رفت.
نزاری گر دلت بیمارِ عشق استدرین دارالشفاء در دست دارو
هوش مصنوعی: اگر دلت بیمار عشق است، در این مکان درمانی دارویی در دست داری.