شمارهٔ ۱۰۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جستجوی حقیقت و خداوند پرداخته و از دوست میخواهد که پردهها را کنار بزند تا روشنایی را ببیند. او از همراهی در این مسیر تمنا دارد و به عدم جدایی دنیای مادی و دینی اشاره میکند. با نگاهی به جهان، از علم و آگاهی افرادی که در پی محبت دوست هستند سخن میگوید. او تاکید میکند که در جستجوی خود، به یکدلی و یکسانی نیاز دارد و از بیداری و حقیقت جویی صحبت میکند. شاعر همچنین از عشق و شور درونیاش میگوید و از ساقی میخواهد که دیگر تعلل نکند و به او کمک کند تا راهش را بیابد. در نهایت، او به عبور از حجاب خودی تاکید کرده و میطلبد که پردههای پیش رویش برداشته شود تا به حقیقت نزدیکتر شود.
تا شود از پیش ماه پرده برانداختهخیز به یک چاره کن چار ه ی ما ساخته
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مشکلات و چالشهای زندگیات را حل کنی، باید از موانع پیش رو عبور کرده و با تدبیر، راهحلهایی برای آنها پیدا کنی.
کیست که با ما قدم پیش نهد در سلوکدنیی و دین مردوار هر دو برانداخته
هوش مصنوعی: کیست که در مسیر زندگی و دیانت، پا به جلو بگذارد و جرات داشته باشد که هر دو را با هم پشت سر بگذارد؟
گردِ جهان در نگر تا به تولّای دوستبر همه عالم علم کیست برافراخته
هوش مصنوعی: در اطراف خود به تماشا بپرداز و ببین، که به خاطر دوستی و محبت محبوب، در همهی عالم چه علم و دانشی بر افراشته و نشان داده شده است.
گر بنسازد رقیب ور بنوازد جبیبهر دو برِ ما یکی سوخته و ساخته
هوش مصنوعی: اگر رقیب بسازد و یا دوست نوازش کند، در هر صورت برای ما هر دو یکسان است؛ هم خسارت کردهایم و هم باز ساختهایم.
راست بگویم منم در طلب نقدِ وقتخرمن هر قوم را بیخته و یاخته
هوش مصنوعی: اگر به طور صادقانه بخواهم بگویم، من در جستجوی بهرهبرداری از زمان هستم و تلاش میکنم که از سرمایه و دستاوردهای هر گروهی استفاده کنم.
یک جهت و یک صفت گرچه نی ام مردواردر قدمِ دوستان هر دو جهان باخته
هوش مصنوعی: من یک ویژگی و یک سمت دارم، هرچند که به سختی مردی را نشان میدهد؛ اما در کنار دوستانم، هر دو جهان را از دست دادهام.
بس بود ار باشدم حّدِ طفیلِ سلوکتا نشود کی شوم پخته و پرداخته
هوش مصنوعی: کافی است که من در مرتبهی ابتدایی سلوک بمانم تا ببینم چه زمانی به پختگی و کمال میرسم.
لشکرِ سودایِ دوست بُنگهِ من چول کردبس که شبیخونِ عشق بر سر من تاخته
هوش مصنوعی: لشکر عشق دوست به شدت بر من فشار آورده است، به طوری که حملات عشق به من به کرات صورت گرفته است.
هست در امکانِ عقل از پیِ صید ای عجببازی با زان نگر فاخته با فاخته
هوش مصنوعی: در دنیای عقل، امکان جستجو و شکار وجود دارد. جالب اینجاست که نگاه کن به رفتار فاختهها که چگونه با هم بازی میکنند.
هم چو نزاری کند بنگهِ باطل خرابهر که مُحق را به حق دیده و بشناخته
هوش مصنوعی: هر که حق را شناخته و به درستی آن را درک کند، مانند نزاری میبیند که باطل را نابود میکند.
هم تو حجابِ خودی بیش نزاری مباشتا شود از پیشِ ما پرده برانداخته
هوش مصنوعی: تو حجاب خود را کنار نگذار و نگذار که از خودت فاصله بگیری، تا پردهها از جلو چشمان ما کنار بروند.
این همه تعویق چیست عذر منه ساقیاخیز به یک چاره کن چارۀ ما ساخته
هوش مصنوعی: این همه تأخیر برای چیست؟ عزیزم، بلند شو و به یک راهحلی فکر کن. مشکلی که داریم باید یک راهحل پیدا کند.