شمارهٔ ۱۰۷۳
هوش مصنوعی: این شعر به تأمل در عشق و دلتنگی میپردازد. شاعر از حال آشفتهاش و ترک نام و ننگ خود میگوید و به بستری از غم و زیبایی اشاره میکند. او به فکر دوستش مشغول است و از این رو، از خود بیخبر است. تصویر باغ و بلبلان مست به عشق یادآور شور و شوق اوست، در حالی که غصههای دیرینهاش او را آزار میدهد. شاعر در نهایت به احساس ناتوانی و رنج ناشی از وجود رقیب اشاره میکند و از ناامیدی خود خبر میدهد. این شعر بیانگر عمق درد و عشق و تلاش برای نجات از این وضعیت است.
باز آمده ای سری در آشفتهترک همه نام و ننگ خود گفته
هوش مصنوعی: تو دوباره به سوی ما بازگشتهای و با دلیرانهای، همه نام و ننگهای خود را کنار گذاشتهای.
بر هر سر کوچه ی گلی دارمبر خاک ز خون دیده بشکفته
هوش مصنوعی: در هر گوشهای از کوچه، گلهایی دارم که بر روی خاکی که از اشکهایم خیس شده، شکفتهاند.
از بس که به فکر دوست مشغولماز خویشتنم ملال بگرفته
هوش مصنوعی: به قدری در فکر و ذکر دوستم غرق هستم که دیگر از خودم ناراحت و دلگیر شدم.
گر باز نظر کند به باغستانمن مست چو بلبلان آشفته
هوش مصنوعی: اگر دوباره به باغ من نگاه کند، مثل بلبلان مست و شگفت زده خواهد شد.
در شورم و غصه های دیرینهآغاز کنم به نکته ای سفته
هوش مصنوعی: در حالتی از شور و اندوهی که سالها به دل داشتهام، تصمیم میگیرم به نکتهای جالب و جدید اشاره کنم.
او گوش نهاده بر سماع منمن خویشتن از رقیب بنهفته
هوش مصنوعی: او به صدای من توجه کرده و من خودم را از رقیب پنهان کردهام.
هیهات اگر رقیب را بینمآویخته هم چو خوشه از چفته
هوش مصنوعی: هرگز اگر رقیبم را ببینم که مانند خوشهای از انگور آویزان است، نمیتوانم این را تحمل کنم.
تا کی کوشد نزاری مسکینجانی به لب آمده، دلی رفته
هوش مصنوعی: تا کی یک انسان ضعیف مثل نزا، که جانش به لبش رسیده و دلش خالی شده، تلاش کند؟