شمارهٔ ۱۱۰۹
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و دلانگیزی آب انگور و جام می اشاره دارد و احساس شادی و سرور ناشی از آن را توصیف میکند. شاعر از دوستی و همراهی با دوستان خوب خود صحبت میکند و در عین حال به نازکخیالی و مشکلاتی که دارد، اعتراف میکند. او به جای مال و ثروت مادی، به دانش و حکمت ارزش میدهد و آنها را گنجی گرانبها میداند. در ادامه، شاعر امید و درخواست برای رحمت از خداوند را بیان میکند و بر این باور است که این گنج نهفته در قلبش همیشه ارزشمند خواهد بود. در نهایت، او تصدیق میکند که حق بر اساس شایستگی و استحقاق پرداخت میشود و به وفاداری و عشق به حقیقت اشاره میکند.
خوشا آبِ انگور در آبگینهچو سیمابِ لرزان درونِ قنینه
هوش مصنوعی: آب انگور در شیشه به زیبایی و درخشندگی جیوهای که درون ظرفی میلرزد، شبیه است.
حریفِ موافق ندیمِ موفقبت مهربان بیرقیب به کینه
هوش مصنوعی: دوست صمیمیام در رقابت با دیگران بینظیر و مهربان است و هیچکس نمیتواند با او به کینه و دشمنی برآید.
من و جام می هر کسی را غذاییضرورت بود نقل و می مرغ و چینه
هوش مصنوعی: من و جام شراب، هر کسی برای خود نیاز به غذایی دارد، مثل مرغ و چینه که به غذایی نیاز دارند.
من و لاپه ای بر کف و کنج گلخنمن و رقعه بر جامه بر کفش پینه
هوش مصنوعی: من در گوشه گلخن نشستهام و به خودم مشغول هستم، در حالی که لباس من پاره و کفشهایم وصلهدار شدهاند.
قبای مرصع کلاه مغرّقازینها نباشد مرا در خزینه
هوش مصنوعی: لباسهای زینتی و کلاههای جالب از این نوع برای من در انبار وجود ندارد.
نباشد زرم لیک در خاک پنهانرقیبان بسیار دارم دفینه
هوش مصنوعی: اگرچه ثروتی ندارم، اما در دل زمین ذخایر و گنجهای زیادی دارم که رقیبان بسیاری به دنبال آن هستند.
دگر مردمان را متاعی و مالیمرا گنج حکمت بود در سفینه
هوش مصنوعی: دیگران برای خود دارای اموالی و کالاهایی هستند، اما من در دل خود گنجی را از حکمت دارم که مانند یک کشتی ارزشمند است.
به جز زرّ رخساره و اشکِ سیمیننه سیمینه باشد مرا نی زرینه
هوش مصنوعی: به جز زیبایی و جذابیت ظاهری و اشکهای نقرهای، هیچ چیز دیگری برایم ارزشمند نیست. نه زیبایی برایم اهمیت دارد و نه ثروت.
حریف موافق رقیبِ منافقچنان دوست دارم ولیکن چنین نه
هوش مصنوعی: من رقیب های دروغین را که به ظاهر دوست جلوه میکنند، خیلی دوست دارم، اما واقعاً اینگونه نیست.
الهی امید از تو دارد نزاریچو خواهی برون بردنش زین گلینه
هوش مصنوعی: خدایا، نزاری به تو امید دارد و اگر بخواهی، میتوانی او را از این وضعیت سخت نجات دهی.
ازو یک نفس بر امیدِ ترحمز تو یک نظر در دمِ واپسینه
هوش مصنوعی: از او یک نفس به امید رحمتی، و از تو یک نگاه در لحظه آخر.
تو دانی و دانم که ضایع نمانمازین گنج پوشیده در کنج سینه
هوش مصنوعی: تو میدانی و من هم میدانم که از این گنجینه پنهان در دل من بینصیب نخواهم ماند.
محق حق گزاری کند مستحق راولای تو در سینه دارم رهینه
هوش مصنوعی: مستحق به حق خود دست مییابد و من در دل خود محبت و ولایت تو را جا دادهام.