شمارهٔ ۱۱۸۶
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به دوست خود میگوید که امیدوار است دوستش به او توجهی داشته باشد و از یاریاش بهرهمند شود. او در میانهی احساسات عشق و دلتنگی، از دوست میخواهد که گاهی به یادش باشد و به سراغش بیاید. شاعر تأکید میکند که نمیتواند وفاداری و محبت را رها کند و برغم مشکلات و رنجها، عشق او پابرجاست. او شکیبایی خود را در برابر سختیها بیان میکند و به عشق و نتیجههای آن اشاره میکند، با این حال به این نکته نیز اشاره میکند که عشق، حیاتش را تحت تأثیر قرار میدهد. در پایان، او بیان میکند که هرچند عشق جانسوز است، اما یادآوری آن میتواند تسلیبخش باشد.
آخر ای دوست به من به من باز نظر کن باری چه شود گر شود آسوده ز یاری یاری
هوش مصنوعی: ای دوست، آخرین بار به من نگاه کن. چه اشکالی دارد اگر از همراهیات آسوده شوم و به آرامش برسم؟
گاه گاهی چه شود گر به سرم برگذریتا مرا هم به خیالت شود استظهاری
هوش مصنوعی: گاه و بیگاه چه ایرادی دارد اگر به یادم بیفتی؟ شاید این ندا به جان من بیفتد و مرا در خاطراتت زنده کند.
ترکِ طوفِ چمن باغِ وفا نتوان کردهر که را در رهش از بهرِ گل افتد خاری
هوش مصنوعی: نمیتوان از باغِ وفا که پر از گل و زیبایی است جدا شد، اگر کسی در مسیر عاشقی بخواهد به درختی بیفتد، قطعاً به خارهای آن خواهد برخورد.
به تفرّج سویِ گلزار نمی آیی و مناز سرِ راه برانگیخته ام گلزاری
هوش مصنوعی: تو به سمت گلزار نمیرسی، اما من از دور دستها، یک گلزار زیبا و سرسبز را برانگیختهام.
هیچ کم نیست بحمدالله از آن جا که توییکه شود در سرِ کارِ تو چو من بسیاری
هوش مصنوعی: خوشبختانه، هیچ کمبودی وجود ندارد، زیرا تویی که در توجه و کار من قرار داری و مانند من افرادی بسیار هستند که تحت تأثیر تو قرار میگیرند.
هم چنان بارِ ستم می کشم و می گوشمچه کنم حکم چنین است چه درمان آری
هوش مصنوعی: من همچنان بار سنگین ستم را به دوش میکشم و در برابر آن سکوت کردهام. چه کار میتوانم بکنم، این حکمی است که بر من رفته و درمانی برای آن نیست.
می شود کارِ جهان زیر و زبر گویی اگرنبود خاطرِ محنت کشِ من بی باری
هوش مصنوعی: اگر نمیبود احساس درد و رنج من، به راحتی میتوانستم جهان را دگرگون کنم.
دوستان را نبود قاعده ی بیزاریاگر از گردشِ ایّام شود آزاری
هوش مصنوعی: دوستان از یکدیگر متنفر نمیشوند، حتی اگر روزگار برایشان ناراحتی و مشکلی ایجاد کند.
گرچه عشّاق همه کشته به عشقاند و لیککشتۀ عشق نباشد چو نزاری آری
هوش مصنوعی: اگرچه همه عاشقان به خاطر عشق جان خود را از دست میدهند، اما کسی که عشق را واقعاً تجربه کرده باشد، مثل نزاری نیست که فقط بخواهد بکشد و کشته شود.