شمارهٔ ۱۱۹۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دلبری میگوید که رابطهای عمیق با او دارد. او از دلبری میخواهد که راستگو باشد و بگوید آیا واقعاً به او وابسته است یا خیر. شاعر بیان میکند که نمیتوان عیب کسی را گرفت و باید به مسکینی توجه شود. عشق او به دلبری عمیق است و او برای وصال انتظار کشیده، اما در عوض حسرت میخورد. از طرفی، او در مییابد که در دنیای مادی توانایی و قدرتی ندارد و تنها به دعا و زاری متوسل میشود. در نهایت، او به جمع فرشتگان اشاره دارد که در حال دعا هستند و از خداوند طلب کمک میکنند.
دلبرا با ما سر پیوند داری یا نداریراست برگو الله الله راست داری یا نداری
هوش مصنوعی: ای عزیز، آیا تو با ما پیوند قلبی داری یا نه؟ صادقانه بگو، آیا احساس محبت واقعی نسبت به ما داری یا نه؟
عیب نتوان کرد باید سر به مسکینی نهادنگر به پیوند چو من شوریده ای سر در نیاری
هوش مصنوعی: نمیتوان به دیگران عیب گرفت، بلکه باید به حالت فقر و نیازمندی توجه کرد. اگر کسی مانند من دیوانهوار به عشق مشغول است، نباید از این موضوع احساس ندامت یا تاسف کند.
با تو ما باری به یک دل در میان داریم صد جانتا تو خود با ما و از ما در میان یا برکناری
هوش مصنوعی: ما با تو یک دل و یکصد جان داریم، تا زمانی که خودت با ما هستی یا ما را ترک نخواهی کرد.
سر برآوردیم با تو از گریبان محبتشسته از چرک طبیعت دامن پرهیزگاری
هوش مصنوعی: ما با تو از دغدغههای محبت خارج شدیم و از آلودگیهای دنیوی پاک شدهایم و اکنون در دامان پاکی و پرهیزگاری قرار داریم.
روزگارم صرف شد در انتظار وصل و از تودست باید شست اگر هم داستان روزگاری
هوش مصنوعی: زندگیام صرف انتظار برای وصال تو شد و اگر هم بخواهم با روزگار همداستان شوم، باید از تو دل بکنم.
نیست روی دیگرم روی من و خاک تشفعچون ندارم زور و زر باری برآرم دست زاری
هوش مصنوعی: من هیچ کمکی از دیگران نمیخواهم، زیرا خودم قدرت و ثروتی ندارم که بتوانم به کسی تکیه کنم. از این رو، دست نیاز به سوی کسی دراز نمیکنم.
مجمع کروبیان گویند اللهم اسمعهر چه از گردون برآید نالۀ زار نزاری
هوش مصنوعی: گروهی از فرشتگان میگویند: خداوندا، هر چه از آسمان به گوش میرسد، ناله و فریادهای دلخراش را بشنو.