شمارهٔ ۱۲۵۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حسرت و آرزوی وصال معشوق اشاره دارد و از دلشکستگی ناشی از جدایی میگوید. او در بیان احساساتش از کینهها و غمهایی که در دل معشوق است آگاه نیست و امیدوار است روزی معشوق به او توجه کند و از دردهایش بکاهد. او تصریح میکند که نمیخواهد وفا و عهدش را به سادگی بشکند و آرزوی دیدار و نزدیکی مجدد را در دل دارد. در نهایت، شاعر به فضای دلانگیز و آرامشبخش خلوتگاهش اشاره میکند و امید دارد که روزی معشوق به آنجا بیاید و حال او را دگرگون کند.
به حال من چه شود گر نظر کنی روزیبرین شکستهی هجران گذر کنی روزی
هوش مصنوعی: اگر یک روز به حال من نگاه کنی و بر آن حسرت دوری از تو گذر کنی، چه چیزی بر حال من خواهد آمد؟
چه کینههاست ز من در دلت نمیدانممگر چو مهر من از دل برون کنی روزی
هوش مصنوعی: در دل تو نسبت به من کینههایی وجود دارد که از وجود آنها بیخبرم، مگر اینکه روزی محبت من را از دل خود بیرون کنی.
نعوذ بالله اگر با شکستهای چون منوفا و عهد به شوخی دگر کنی روزی
هوش مصنوعی: خدا نکند که اگر با یک آدم شکسته و آسیبدیدهای مانند من، به سادگی و به شوخی بیوفایی کنی. روزی باید پاسخگو باشی.
مگر چو تنگ شکر در میان ما آییکنار تا به میان پر شکر کنی روزی
هوش مصنوعی: ای کاش تو نیز با ما کنار بیایی تا به لطف و محبت خود، روزگار ما را خوش و شیرین کنی.
شبی دگر چو قضا از درم در آیی بازبه جانِ من چه شود کاین قدر کنی روزی
هوش مصنوعی: اگر شبی دوباره مانند قضا به سراغم بیایی، چه بلایی به جانم میآوری، که روزی اینقدر غم و ناراحتی کشیدم.
شود معاینه فردوس بیتِ احزانمهوایِ کنجِ نزاری اگر کنی روزی
هوش مصنوعی: بهشت را در لحظات اندوهم در نظر میآورم، اگر روزی به یاد من در گوشهای دلتنگی بیایی.