شمارهٔ ۱۲۶۹
هوش مصنوعی: این شعر به تذکر و یادآوری به دل پرداخته و از انسان میخواهد که از دوری از خدا و غفلت دست بردارد. شاعر از دل میخواهد که از خودخواهی و فریب دنیوی دست بکشد و به اصلاح نفس و نجات از شرک و گناه بپردازد. او به دل میگوید که تا کی باید در این لذتهای ناپایدار غرق باشد و از آلودگیهای طبیعت و بینمازی شرمنده باشد. همچنین، شاعر به ناپایداری و فریبندگی زندگی دنیوی اشاره میکند و از دل میخواهد که به آخرت بیندیشد و از شهوت و حرص فاصله بگیرد. در نهایت به دل هشدار میدهد که زندگی را در مسیر درست هدایت کند و از آتش گناه بپرهیزد.
ای دل آخر سر بنه گردن فرازی تا به کیوقتِ آن آمد که خود را برنسازی تا به کی
هوش مصنوعی: ای دل، بالاخره زمان آن فرارسیده که خود را به جلو بکشی و مغرور شوی. دیگر تا کی باید این حالت را ادامه دهی و از خودت دست بکشی؟
دامنت آلوده چرک طبیعت تا به چندشرم دار آخر ز چندین بی نمازی تا به کی
هوش مصنوعی: آلوده بودن دامنت به کثافتهای دنیوی تا چه زمانی؟ آخر این وضعیت ناشی از بیتوجهی به نماز و نادیده گرفتن اصول اخلاقی تا کی ادامه خواهد داشت؟
از تو دلداری موافق نیست در پیرانه سربر سرِ بازارِ غفلت حقه بازی تا به کی
هوش مصنوعی: دلداری که از تو میگیرم با سن و سال من سازگار نیست. در این بازار پرتلاطم و پر از فریب، تا چه زمانی باید این روند ادامه داشته باشد؟
حارثِ مُرَهست فعلت از بلیسی تا به چندعوج بن عوق است حرصت از درازی تا به کی
هوش مصنوعی: حارث مره است و تو بهفرمان شیطان عمل میکنی، تا کی میخواهی از حرص و طمع به این روزها ادامه دهی و به دور خود بچرخی؟
رویِ طاعت بر زمینِ صدق نه عصیان مکنآخرت از بی نیاز این بی نیازی تا به کی
هوش مصنوعی: بر روی زمین صداقت، تنها به اطاعت بپرداز و از نافرمانی بپرهیز. به خاطر بینیازیات از خدا، برای چه زمانی باید این بینیازی را ادامه دهی؟
وهمِ فهمِ ناقصِ خود را زبون بودن که چهپس رویِ پیشوایانِ مجازی تا به کی
هوش مصنوعی: تا کی باید به دلیل درک ناقص خود احساس حقارت کنیم و از پیشوایان مجازی عقبنشینی کنیم؟
از درِ عفت گریزانی عزیمت تا کجابر پیِ شهوت گرازانی گرازی تا به کی
هوش مصنوعی: از درِ عفت فاصله میگیری و به کجا میخواهی بروی؟ تا چه زمانی به دنبال لذتهای زودگذر و هوسرانی خواهی بود؟
آخرت هرگز خلاصی از نزاری روی نیستقلب را در بوته چندین میگدازی تا به کی
هوش مصنوعی: هیچگاه از تأثیر نگاه و احساسات نزاری نمیتوان رهایی یافت. دل را در آزمایشها و مشکلات مختلف، به سختی میسوزانی، تا چه زمانی این وضعیت ادامه خواهد داشت؟
چند باشی ای نزاری سخره ی فرمان دلنفس را میسوزی و دل مینوازی تا به کی
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر میخواهی خود را به خاطر دل و آرزوهایت به دردسر بیندازی و با تمنای دل خود را بسوزانی و آرام کنی؟ تا کی این کار را ادامه خواهی داد؟