شمارهٔ ۱۲۷۳
هوش مصنوعی: عشق به دل من وارد شد و خانهام را پر کرد. او بر مملکت دلم فرمانروایی میکند و خیالات و توهمات را از آن برداشت. عشق، دل را به یاد محبوب مشغول کرده و ذهن را به چشمان او گماشته است. عشق من به تو سخت است و از هر حرامی خودداری میکنم. در کوی توبه، به من نشان داده شده است که من باید به سوی جاودانگی بروم. شوق من به تو بیداد میکند و صبرم را مشکل کرده است. باید از غفلت خارج شوم و در پی وصال تو باشم، چون تنها تو در راهمی و نباید به رقیبان فکر کنم. در نهایت، باید بیمرگ بمیرم تا همیشه با تو باشم و به بقای ابدی برسم.
عشق آمد و کرد خانه خالیبنشست به امر و نهی حالی
هوش مصنوعی: عشق وارد شد و در خانهای که خالی بود، نشسته است و اکنون به دستور و فرمان خود ادامه میدهد.
از مملکت دلم برانداختلشکرگه وهمی و خیالی
هوش مصنوعی: ارتش خیال و توهم از سرزمین دلم بیرون رفته است.
بر حصن دماغ نام زد کردسودای تو را به کوتوالی
هوش مصنوعی: در دنیای ذهن و فکر، عشق تو به طور قوی و مشخص در یاد من نقش بسته است و مانند یک نگهبان در این حصن محکم محافظت میشود.
بر عقل فضول پیشه بگماشتچشمان تورا به گوش مالی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نادانی و سخن بیمورد باعث شده که تو عقل و درک خود را تحتتأثیر چشمان دیگران قرار دهی و بهجای فکر کردن به امور مهم، صرفاً به ظواهر و آنچه میبینی، توجه کنی. در حقیقت، این نوع نگرش به تو اجازه نمیدهد تا به عمق مسائل پی ببری و تنها در سطح باقی میمانی.
بر هجر تو وقف کرد خونمیعنی نخورد مگر حلالی
هوش مصنوعی: خون من به خاطر دوری تو صرف میشود، یعنی فقط برای چیزهای حلال مصرف میشود و چیزی که حق نیست را نمیخورم.
کوی توبه من نمود کاینکبر منزل ملک بی زوالی
هوش مصنوعی: خیابان توبه به من نشان داد که اکنون به سرزمین ابدی و بیانتها میرسم.
بازم به دهان تو نشان دادکانک لب چشمه ی زلالی
هوش مصنوعی: دوباره به تو اشاره میکند که لبان تو همچون چشمهای زلال و زنده است.
از بس که مقصرست صبرمشوقم به تو غالب است و غالی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه صبرم بیش از حد مقصر شده است، اشتیاقم به تو بر همه چیز غلبه کرده و شدت یافته است.
چشمم که ز حقه های احداقبا ابر همی کند مشالی
هوش مصنوعی: چشمم که با ترفندهای خاصش، مانند ابر، درخشش و جلوهای دارد.
در پای فراق تو فشانده استدامن دامن پر از لآلی
هوش مصنوعی: در زیر سایه جدایی تو، دامنم پر از گوهرهای درخشان ریخته است.
دوشم به زبان جان یکی گفتای شیفته رای لاابالی
هوش مصنوعی: دیروز کسی به من گفت: "ای عاشق بیخیال!"
گر عاشق روی آفتابیخفاش صفت مباش خالی
هوش مصنوعی: اگر عاشق چهرهای زیبا و درخشان هستی، نباید مانند خفاش که در تاریکی زندگی میکند، تنها به سایهها و مایحتاج خود اکتفا کنی. به دنبال زیباییهای واقعی و روشن بگرد.
چشم تو حجاب توست از این رویمحجوب بمانده ز آن جمالی
هوش مصنوعی: چشم تو مانع دیدن زیبایی واقعی تو شده است، به همین دلیل از آن جمال و شکوه پنهان ماندهای.
برخیز ز راه خود نزاریگر طالب منزل وصالی
هوش مصنوعی: از راه خود برخیز و نومید نباش، اگر به دنبال مقصد و وصل هستی.
اغیار نماند جز تو در راهاز دست رقیب چند نالی
هوش مصنوعی: تنها تو ماندهای که در مسیر زندگیام هستی و به خاطر رقیبانم از دست رفتهام، چرا که از درد و رنجهای خود مینالم.
بی مرگ بمیر تا بباشیباقی به بقای لایزالی
هوش مصنوعی: برای این که همیشه باقی بمانی، باید از قید و بند مرگ رها شوی و به نوعی نمادی از جاودانگی پیدا کنی.