شمارهٔ ۱۳۶۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دردها و عواطف خود صحبت میکند و حالتی از بیتابی و اشتیاق را به تصویر میکشد. او بیان میکند که در غم و اندوه خود غرق است و کسی را ندارد که رازهایش را درک کند. شاعر از پیچیدگی احساساتش میگوید و اینکه چگونه نصیحتهای دیگران نمیتواند او را از محبت محبوبش دور کند. او به وفای معشوقهها اشاره میکند و میگوید که هر معشوقی مثل لیلی نیست و هر دیوانهای مانند مجنون داستانی ندارد. در پایان، شاعر به اشتیاق و شیداییاش نسبت به محبوب اشاره کرده و میگوید که امیدی به فراموشی این عشق ندارد.
ندارم محرمِ رازی که پیغامی برد جاییدرین غم بنگرد رویی برین مشکل زند رایی
هوش مصنوعی: من کسی را ندارم که رازی را به جایی ببرد و در این غم، نگاهی به چهرهام بیندازد و راه حلی برای این مشکل پیدا کند.
چنان شوریده شد بختم که پای از سر نمیدانممگر خود محنتِ ما را پدید آید سر و پایی
هوش مصنوعی: بختم چنان آشفته و پریشان شده که نمیدانم از کجا شروع کنم، جز اینکه خود درد و رنج ما را به وجود آورده است.
نصیحتگوی میکوشد که بفریبد مرا از توچه میخواهد نمیدانم ز چون من ناشکیبایی
هوش مصنوعی: نصیحتکننده تلاش میکند مرا فریب دهد، اما نمیدانم او از من چه انتظاری دارد، چرا که من آدمی ناشکیبا هستم.
به قهر ار بند بربندم کند دشمن جدا از همبه بوی دوست لبّیکم برآید از هر اعضایی
هوش مصنوعی: اگر دشمن به خشم بند مرا ببندد، با یاد دوست، هر یک از اعضای من به صدای لبیک پاسخ خواهد داد و از هم جدا نخواهند شد.
محال است آن که سودایش توان کرد از سرم بیرونهنوزم استخوان در گِل نباشد بیتمنّایی
هوش مصنوعی: امکان ندارد که عشق و آرزوی او را از دل بیرون کنم، هنوز هم در دل من نشانههایی از بینیازی باقی مانده است.
نه هر معشوقه چون لیلی وفا کردهست با یارینه هر دیوانه چون مجنون به سر بردهست سودایی
هوش مصنوعی: هر معشوقهای مانند لیلی وفادار نیست و هر دیوانهای مثل مجنون حال و روز عجیبی ندارد.
اگر خواهی که لیلی را نباشد چون تو مجنونیبباید کرد چون مجنون ز جز لیلی تبرّایی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی لیلی به تو احساس مشابهی داشته باشد و مجنون نباشد، باید مانند مجنون از همه چیز except لیلی کنارهگیری کنی.
به علمِ من همه عالم مقابل نیست با یک دمکه در خلوت برآوردی به رویِ عالم آرایی
هوش مصنوعی: علم من در برابر تمام دنیا قابل مقایسه نیست، وقتی که تو با یک نگاه در خلوت، زیباییات را به جهان نشان میدهی.
مرا افسرده میگوید که بر آتش مزن خود راولی گفتهست پروانه که کو صبری و پروایی
هوش مصنوعی: شخصی به من میگوید که خودت را به آتش نینداز و ناراحت نباش، اما پروانه به من یادآوری میکند که شجاعت و صبر در عشق چه اهمیتی دارد.
نزاری را میاموزید از این پس خویشتنداریمحال است این طمع یاران شکیبایی ز شیدایی
هوش مصنوعی: نزاری، اکنون یاد بگیر که کنترل بر نفس و خویشتنداری آسان نیست. این آرزو و طمع در دل یاران، نشانهای از شیدایی و عشق است که تحمل نمیشود.