بخش ۲ - حکایت
هوش مصنوعی: در این شعر، داستانی از یک واعظ بیان میشود که در حین وعظ، به پرسش یکی از حاضران درباره خر گمشده پاسخ میدهد. او ابتدا از حاضران میخواهد که ساکت باشند تا نتوانند حواس او را پرت کنند. سپس واعظ به سخنانی درباره عشق میپردازد و از حاضران میپرسد که آیا کسی عاشق نشده است. یکی از حاضران که خود را به عنوان شاهد عالم خدا معرفی میکند، اعتراف میکند که در طول زندگیاش هرگز عاشق نشده است. در پایان، واعظ میگوید هر که عشق را درک نکرده باشد، از کسی که خرش را گم کرده نیز کمتر است. این شعر به شیوهای طنزآمیز به تفاوت میان عشق و غیر عشق اشاره دارد.
بذله ای خوش یادم آمد حسب حالاز بزرگی در لطافت بی همال
هوش مصنوعی: به یادم چیزی شیرین و دلچسب افتاد که متناسب با حال و روز من، حاکی از بزرگی و لطافتی بینظیر بود.
گفت وقتی واعظی در کشوریاز برای وعظ شد بر منبری
هوش مصنوعی: او گفت وقتی که یک واعظ در کشوری برای موعظه روی منبر رفت.
خوش نفس شیرین سخن گیرا دمیدر فصاحت سخت کوشی محکمی
هوش مصنوعی: شخصی که نفسش خوش و کلامش شیرین و زیباست، به مدت کوتاهی در بیان و ایجاز تلاش میکند و سخت کوش است.
گر کسی را گفت هست از من سؤالوقت ازین بهتر ندانم لامحال
هوش مصنوعی: اگر کسی از من سوالی بپرسد، نمیتوانم زمانی بهتر از حال حاضر برای پاسخ دادن به آن تصور کنم.
هر که را از من سؤالی خاطرستگو بکن اینک جوابش حاضرست
هوش مصنوعی: هر کس که از من سؤالی دارد، میتواند بپرسد چرا که من اکنون آمادهام تا به آن پاسخ دهم.
بود خر گم کرده ای بر پای خاستگفت گم کردم خری بنگر کجاست
هوش مصنوعی: یک الاغی که گمشدهای داشت، برپا خاست و گفت: "من الاغی را گم کردهام، تو نگاه کن ببین کجاست."
گفت بنشین تا بگویم دم مزنمجلس تذکیر من برهم مزن
هوش مصنوعی: بنشین و گوش کن که چه میگویم، حرف نزن و بگذار این جمع و صحبت درباره من به هم نریزد.
مرد خر را از سر خود باز کردقصه ای در باب عشق آغاز کرد
هوش مصنوعی: مردی که از زیر بار سنگین مشکلات خود را رها کرد، داستانی درباره عشق شروع کرد.
حاضران را دل خدا داند کجاریش بالان کرده سرها در هوا
هوش مصنوعی: حاضران از حال دل خداوند باخبر نیستند که چگونه سرهای بلند به آسمان رفتهاند و در آغوش او قرار دارند.
گفت در اثنای حال ای امتانکیست کو عاشق نشد از جملتان
هوش مصنوعی: در میان حال و اوضاع کنونی، پرسید که ای جمع، آیا کسی هست که از میان همه شما عاشق نشده باشد؟
زین گرانجانی سبک بر پای خاستگفت اینک شاهد عالم خداست
هوش مصنوعی: یکی از بزرگان به خاطر بار سنگینی که بر دوش داشت، برخواست و گفت که اکنون شاهدی بر وجود خدا در عالم است.
من که در اوقات پنجه سال زیستعاشقی هرگز ندانستم که چیست
هوش مصنوعی: من که در تمام این پنج سال زندگی عاشقانه خود، هیچگاه نفهمیدم عشق واقعی چیست.
از سر منبر به خر گم کرده پیرگفت هین اینک خرت ریشش بگیر
هوش مصنوعی: پیرمرد با ندا و جدیت به دیگران گفت: «ببینید، الان وقت آن است که مشکل خر گمشدهتان را حل کنید و از این موقعیت استفاده کنید.»
هر که را خاطر نه جای دیگرستیعنی عاشق نیست، از خر کمترست
هوش مصنوعی: اگر کسی در دلش جای دیگری ندارد، به این معناست که عاشق نیست و از یک خر هم کمتر ارزش دارد.