تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱

خیزُ دَر دٍه شراب گلگون راشادیِ اندرون و بیرون را
آن چُنان مست کن ز باده مراکه ندانم ز کوه، هامون را
چون ز باده سرم شود گرداننارم اندر شمار گردون را
خون من خورد چرخِ ساغرشکلباز خواهم ز ساغر آن خون را
جرعه بر خاک ریز بیشترکمست گردان دٍماغ قارون را
تا ز شادیّ آن بر اندازداز دل خلق گنج مدفون را
چرخ افگند اهل دانش راآسمان برکَشید هردون را
باده را در فکن تو نیز به جامبرکش آنگه سٍماع موزون را
تنگ ابریشمین بکش بر چنگگرم کن بارگیر گلگون را
تا ز بهر شکست لشکر غمبسر خم برم شبیخون را