شمارهٔ ۴۹
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و احساسات شاعر را نسبت به او بیان میکند. شاعر از زیباییهای معشوق میگوید و اینکه چگونه عشق او زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده است. او به ویژگیهای خاص معشوق اشاره میکند و بیان میکند که تحمل دوری او برایش دشوار است و هیچ چیز نمیتواند جانشینی برای او باشد. در نهایت، شاعر از خشمی که ممکن است بین آنها به وجود بیاید میگوید و ابراز میکند که دلش طاقت حتی کوچکترین عتاب را نیز ندارد.
تاب جمال تو آفتاب نداردبا خم زلفت بنفشه تاب ندارد
هوش مصنوعی: نور زیبایی تو همانند آفتاب نیست و زیبایی خمهای زلفت بیش از آن است که بنفشه بتواند در برابرش خود را نشان دهد.
کرد دلم شب خوش خیالت ازیراکدیده درین عهد چشم خواب ندارد
هوش مصنوعی: دل من در شب، با خیال خوب تو شاد است و در این زمان، چشمانم خواب ندارند.
غمزهٔ خود را به آب چشم جلا دهتیغ چه رونق دهد که آب ندارد؟
هوش مصنوعی: غمزه و نگاه جذاب او مانند تیغی است که نمیتواند با اشکها و غمها زودتر به زندگی رونق بخشد، چون این اشکها هم نمیتوانند آب و زندگی لازم را فراهم کنند. به عبارتی دیگر، زیبایی و تاثیر نگاه او به تنهایی نمیتواند موجب شادابی و تغییر شود، وقتی که دلایل برای خوشحالی و نشاط وجود ندارد.
گفتمش: از من لب تو بوسه که پذرفتیا بدهد، یا مرا عذاب ندارد
هوش مصنوعی: به او گفتم: اگر از من بوسه بگیری، یا آن را به من بدهی، اهمیتی ندارد، چون در هر صورت عذاب و دردی برای من نخواهد داشت.
گفت: اگر صبر میکنی بکن، ار نیرو که مرا این همه شتاب ندارد
هوش مصنوعی: اگر صبر میکنی، صبر کن؛ بیا ببین که من اینقدر عجلهای ندارم.
آنک ترا دور کرد از برم ای یارشرم ازین چشم اشک تاب ندارد؟
هوش مصنوعی: ای دوست، تو چقدر مرا از خود دور کردهای! آیا شرم نمیکنی از این چشمی که دیگر طاقت اشک ریختن ندارد؟
بر من اگر سایه نفکنی رسدت، زانکذرّهای از حسنت آفتاب ندارد
هوش مصنوعی: اگر بر من سایه نندازی، به تو نمیرسد، چون ذرّهای از زیباییات هم مانند آفتاب نیست.
سوخته باد آنکه روی خوب تو بنهفتاین سخنم روی در نقاب ندارد
هوش مصنوعی: آسیب دیده است کسی که زیبایی تو را پنهان کرده است، زیرا این کلام من نیازی به پوشش ندارد و باید به وضوح بیان شود.
هر چه توانی بکن، عتاب مفرمایبا تو دلم طاقت عتاب ندارد
هوش مصنوعی: هر کاری که از دستت برمیآید انجام بده، اما مرا مورد سرزنش قرار نده؛ زیرا دلم توانای تحمل سرزنش را ندارد.