شمارهٔ ۷۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود نسبت به محبوبش سخن میگوید. او انتظار سفر محبوب را میکشد و میداند که با رفتن او، حالش خرابتر خواهد شد. دلش به خاطر دوری از محبوب خونین شده و از غم او رنج میبرد. عشقش پنهان است، اما در شهر همه جا دربارهاش صحبت میشود. شاعر به یاد میآورد روزهایی را که بدون دیدن محبوبش اشک میریخته و شبها در اندیشه او، چشمانش پر از اشک میشود. او نمیداند بیوجود محبوبش چه بر سرش خواهد آمد و حس میکند که جانش به لب رسیده، اما همچنان منتظر بازگشت یار است.
دلبرم سوی سفر خواهد شدکا رمن زیر و زبر خواهد شد
هوش مصنوعی: معشوقم قصد سفر دارد و این باعث میشود که حال و روز من از این بیخبری دگرگون شود.
دل خون گشته ام اندر پی اواز ره دیده بدر خواهد شد
هوش مصنوعی: دل من از شدت عشق به او به درد آمده و از شدت اشکهایی که ریختهام، راهی برای بروز احساساتم پیدا خواهد کرد.
حال من خود ز غمش نیک بدستوه کزین نیز بتر خواهد شد
هوش مصنوعی: حال من به خاطر غم و اندوهم خوب نیست و وای بر من که وضعیت از این هم بدتر خواهد شد.
عشق او کز همه کس پنهانستدر همه شهر سمر خواهد شد
هوش مصنوعی: عشق او که از همه پنهان است، در تمام شهر معروف و شناخته خواهد شد.
ای بسا روز که بی روی ویمآستین از مژه تر خواهد شد
هوش مصنوعی: بسیاری از روزها بدون دیدن روی تو، آستینم از اشک چشمانم خیس خواهد شد.
وین باشب که در اندیشۀ اودیده پر خون جگر خواهد شد
هوش مصنوعی: در این شب، وقتی که به او فکر میکنم، چشمانم پر از اشک و غم خواهد شد.
من ندانم که مرا بی رخ اوچون یکی روز بسر خواهد شد
هوش مصنوعی: من نمیدانم بدون حضور او روزی چگونه خواهد گذشت.
جانم آمد بلب و یار هنوزتا دو سه روز دگر خواهد شد
هوش مصنوعی: زندگی و احساسات من به شدت تحت تاثیر عشق و محبوبم قرار دارد و انتظار میرود که به زودی، تغییراتی در این وضعیت رخ دهد.