شمارهٔ ۷۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید و بیان میکند که هیچکس نمیتواند عمق احساسات او را درک کند. او از ضعیفی جسمی و روحی رنج میبرد و میگوید که حتی اگر کسی را به نزدیکی خود بیاورد، باز هم نمیتواند حال او را بفهمد. عشق و آرزو به یار را توصیف میکند و چندین بار به این نکته اشاره میکند که درد و غم او برای دیگران ناشناخته باقی مانده است. شاعر با حسرت از عدم درک واقعیات و احساساتش توسط دیگران سخن میگوید و به صبوری و انتظار به عنوان تنها چارهاش اشاره دارد. در نهایت، او میگوید که ظلم و جفای دیگران را خود میداند، اما زمان و روزگار واقعیتها را نمیفهمد.
درد دل از حد گذشت و یار ندانددل همه غم گشت و غمگسار نداند
هوش مصنوعی: درد و رنجی که در دل دارم دیگر از حد فراتر رفته، اما معشوق هیچکدام از این احساسات را نمیداند. همه چیز برای من درد و غم شده، اما کسی که میتواند تسکینم دهد، از این غمها خبر ندارد.
شد ز ضعیفی تنم چنان که گر او راگیری صد بار در کنار نداند
هوش مصنوعی: به خاطر ضعف بدنیام، به گونهای شدهام که اگر او را بارها در آغوش بگیرم، هیچ احساس و درکی از آن نخواهد داشت.
جان دهمش پای مزد تا ببرد دلآری همه کس درین شمار نداند
هوش مصنوعی: من برای او جانم را میدهم تا دلش را ببرد، اما هیچکس در این موضوع چیزی نمیداند.
ماه رخا! با لب تو جان رهی راهست حدیثی که راز دار نداند
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا! لبان تو مایه حیات عاشقانی است که قصهای دارند که هیچکس جز خودشان از آن باخبر نیست.
با همه کس خیره داد دست به پیوندقدر خود آوخ که آن نگار نداند
هوش مصنوعی: با هر کسی که به جوش و خروش بیفتی، تلاش کن تا به او نزدیک شوی، اما افسوس که آن معشوق زیبا ارزش و مقام تو را درک نمیکند.
خواهم کآنرا بگوش تو برسانملیک بشرطی که گوشوار نداند
هوش مصنوعی: میخواهم چیزی را به تو بگویم، اما فقط به شرطی که گوشهایت متوجه نشوند.
چشم تو کی غم خورد بحال دل من؟کو همه جز مستی و خمار نداند
هوش مصنوعی: چشم تو که به حال دل من توجهی ندارد، زیرا همه چیز را فقط در مستی و نشئگی میبیند و نمیداند.
جورز خوبان توان ببرد و لیکنغمزۀ مست تو حدّ کار نداند
هوش مصنوعی: ظلم و ستم خوبان ممکن است انسان را ناتوان کند، اما غم و اندوه ناشی از یاد تو میتواند از هر حد و مرزی فراتر رود.
خسته دلم را چو آرزوی تو خیزدچاره بجز صبرو انتظار نداند
هوش مصنوعی: دل خستهام وقتی که یاد تو میافتد، جز صبر و انتظار راهی برای التیام نمیبیند.
آنچه تو دانی ز گونه گونه جفاهانیک بدآنست که روزگار نداند
هوش مصنوعی: همه رفتارهای ناپسند و بدی که تو از آنها باخبری، مهم نیستند؛ زیرا زمان و دنیا از آنها بیخبرند.