شمارهٔ ۱۳۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و درد ناشی از جدایی میپردازد. شاعر از غم و نارضایتیاش نسبت به عشق و فراق صحبت میکند و به زیبایی معشوق اشاره میکند. او از وعدههای نافرجام و چشمهای معشوق که به او ظلم میکند، ابراز ناامیدی میکند. شاعر تصویر عاشقانی را ترسیم میکند که به درگاه معشوق غمگین و بیچاره به خاک افتادهاند. همچنین به زلفهای معشوق اشاره میشود که همواره مانع وصال است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق و غم در دلش جا دارد و او را در وضعیتی آشفته نگه میدارد.
ای غمزهٔ تیز تو جگرخوارهوی لعل تو طیرهٔ شکرپاره
هوش مصنوعی: ای زیبایی که با ناز و غمزۀ خود دلها را میخوری، همچون لعل و سنگهای قیمتی که شکر را پاره پاره میکند.
هم وعدهٔ تو دراز بیحاصلهم چشم ضعیف تو ستمکاره
هوش مصنوعی: انتظاری که از تو دارم بدون نتیجه است و در عین حال نگاه ناتوان تو، بر دل من ظلم میکند.
برگشته بصد هزار نومیدیاز کوی تو عاشقانِ بیچاره
هوش مصنوعی: عاشقان بیچاره به خاطر ناامیدی بسیار از راه تو بازگشتهاند.
همچون گل و لاله ماه و خور پیشتبر خاک همی نهند رخساره
هوش مصنوعی: چهرهات را مانند گل و لاله و خورشید بر زمین میگذارند.
مگذار که زلفکان هندویتناهمواری کنند همواره
هوش مصنوعی: اجازه نده که موهای پیچیده و زیبا باعث ایجاد مشکل و ناراحتی همیشگی شوند.
هر گه که کنم حدیث وصل توگوید غم تو که هان، دگرباره
هوش مصنوعی: هر بار که من از وصل و رسیدن به تو صحبت میکنم، غم و اندوه دوریات دوباره در جانم مینشیند.
شد در دل ما به دولت عشقتغم خانهنشین و صبر آواره
هوش مصنوعی: عشق تو در دل ما جا گرفته و باعث شده احساس غم کنیم و صبرمان را از دست بدهیم.