شمارهٔ ۱۴۱
هوش مصنوعی: غزل درباره احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. او از زیبایی و نازکی معشوق سخن میگوید و میترسد که این زیبایی به دلیل عشق و توجه او دچار آسیب شود. شاعر به ارتباط نزدیک خود با معشوق اشاره میکند و حسرت بر این دارد که آیا میتواند بوسهای از او بگیرد. در کل، مضمون شعر بر ابتهاج و نیز نگرانی از جدایی و آسیب به احساسات عاشقانه استوار است.
لب و دندان یار من نگریدخوشی روزگار من نگرید
هوش مصنوعی: لب و دندان محبوبم باعث شادی و خوشی من است، اما این خوشی همیشه پایدار نیست و گاهی دلیلی برای گریه و اندوه میشود.
تیر دیدی که در کمان باشدقامتش در کنار من نگرید
هوش مصنوعی: تیر را دیدی که در کمان قرار دارد، قدش در کنار من برنگردد.
اختیار منست خوبی اوخوبی اختیار من نگرید
هوش مصنوعی: من اختیار خود را در دست او میبینم؛ اگر او خوب باشد، من هم خوب خواهم بود و اگر او ناراحت باشد، من هم نمیتوانم شاد باشم.
ترسم از نازکی برنجد اگرتیز در روی یار من نگرید
هوش مصنوعی: میترسم که اگر با تیزی و شدت به زیبایی معشوق نگاه کنم، او ناراحت و دلخور شود.
نظر از چشم من اوام کنیدهرکه اندر نگار من نگرید
هوش مصنوعی: هر کس که به چهرهی محبوب من نگاه کند، از چشم من دور شود.
یا چو در روی او نگاه کنیدباری هم از شمار من نگرید
هوش مصنوعی: اگر به چهره او نگاه کنید، حداقل یک بار هم از شما نرنجد.
دوش هندی خویش خواند مرااینهمه اعتبار من نگرید
هوش مصنوعی: چند شب پیش، دوست هندیام به من تلفن زد و با اهمیت بیشتری به من صحبت کرد، در حالی که من هیچ توجهی به این موضوع نداشتم و حتی ناراحت نشدم.
بوسه یی خواستم همی ز لبشگفت: خه! کار و بار من نگرید
هوش مصنوعی: از او خواستم که بوسهای از لبش به من بدهد، اما او با تمسخر گفت: نه! کار و بار من اجازه نمیدهد.
با دهانت فتاد بوسۀ منچشم بد دور کار من نگردی
هوش مصنوعی: بوسهام را با دهانت بپذیر و مبادا بدی به کار من رسد. خویش را از حوادث دور نگهدار.