شمارهٔ ۱۰۰
هوش مصنوعی: شاعر به زیبایی زیبا و دلربایی که در زلف معشوقهاش وجود دارد، اشاره میکند. او به این نکته اشاره دارد که این زیبایی، با وجود هزاران عهد و پیمان شکسته همواره دلی و پشت دل مردان بزرگ را شکست. شاعر تصمیم میگیرد او را در شبی پر از مستی در آغوش بگیرد، اما با این حال، آن دل پرجوش و خروش نیز از عشق و زیبایی معشوقهاش به شدت آسیبپذیر است و در نهایت، بر اثر وسوسه آن عشق، دل او نیز میشکند.
زلف که هزار عهد محکم بشکستپشت و دل صفدران عالم بشکست
هوش مصنوعی: زلفی که هزاران پیمان قوی را پاره کرده، پشت و دل مردان قوی عالم را نیز میشکند.
گفتم که بگیرمش شبی در مستیبا آن همه پر دلی از آن هم بشکست
هوش مصنوعی: گفتم که در یک شب مستی او را بگیرم، ولی با وجود آن همه شجاعت، از دلش جدا شدم.