شمارهٔ ۵۳۹
هوش مصنوعی: دل به سوی آن لب خندان میرود تا از او شکری پنهانی بگیرد. او میگوید شکر وجود ندارد، اما اگر بخواهی، میتوانی در جایی پنهان شوی که خم زلف اوست.
دل رفت بسوی آن دهن خندانکتا بستاند زو شکری پنهانک
هوش مصنوعی: دل به سوی لبهای خندان کس میرود تا از آنجا چیزی شیرین و پنهانی بگیرد.
گفتا که شکر نیست ولی گر خواهیجایی که نهان شوی، خم زلف آنک
هوش مصنوعی: او میگوید که شکر وجود ندارد، اما اگر میخواهی جایی پنهان شوی، باید به خم زلف او بروی.