شمارهٔ ۵۴۱
هوش مصنوعی: شاعر به شدت احساساتی است و به توصیف درد و رنج خود میپردازد. او میگوید که خونش از هر رگش خیلی ریخته و بر چشمهایش نشسته است. او خود را مانند نی و چنگ، بیچیز و بیحالت توصیف میکند، بهگونهای که نه مغزی در استخوانش مانده و نه خونی در رگهایش. این توصیفها نشاندهنده عمق اندوه و خالی بودن وجود اوست.
از بس که چکیدست مرا از هر رگخون بر مژه همچنان که بر نشتر رگ
هوش مصنوعی: به خاطر درد و رنجی که در وجودم احساس میکنم، اشکهایم همچون خونی که از رگهایم به بیرون میریزد، از چشمانم سرازیر شدهاند.
همچون نی و چنگم که نماندست مرامه مغز در استخوان و نه خون در رگ
هوش مصنوعی: من مانند نی و چنگی هستم که نه مغز در استخوانم باقی مانده و نه خون در رگهایم.