تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۶۵۰

دیشب من و صبح از غمت دم نزدیمکمتر از یکی آه بود هم نزدیم
بودیم همه شب من و اختر تا روزدرهم زده چشم و چشم برهم نزدیم