شمارهٔ ۶۸۲
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از حال و روز خود میگوید که نه میتواند بدون عشق معشوق، انتظار بکشد و نه میتواند به غیر از غم او چیزی انتخاب کند. او از معشوق میخواهد که هر چه در توان دارد از آزار دور کند، زیرا اگر او را از دست بدهد، نمیداند چه کار دیگری باید انجام دهد.
نه بی رخت انتظار دانم کردننه جز غمت اختیار دانم کردن
هوش مصنوعی: من نه میتوانم بدون تو صبر کنم و نه چیزی جز غمت را انتخاب کنم.
تو هر چه توانی ز جفا باز مگیرمن گر نکشم چه کار دانم کردن؟
هوش مصنوعی: هرچقدر که میتوانی، از ستم و ظلم دست برندار، زیرا اگر من نتوانم تحمل کنم، چه کاری از دستم برمیآید؟